SAEED SAMAN

جولای 19, 2009

اکبر و الیزابت!

دسته: جامعة ایران, سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 12:17 ب.ظ

عقل سلیم حکم می‌کند که در بررسی تحولات سیاسی اخیر در ایران دچار افراط و تفریط نشویم. تا آنجا که مسئله به بررسی «انتخابات»، «اعتراضات خیابانی» و یا حتی درگیری‌ها مربوط می‌شود، این اصل کلی را می‌باید در نظر گرفت که اکثر این رخدادها حداقل تا این مرحله، در چارچوب سیاست‌های داخلی حکومت اسلامی جای گرفته. و هر چند تعداد قابل ملاحظه‌ای از جوانان کشور، بدون آنکه وابسته به محافل حکومتی باشند صرفاً به دلیل نارضایتی‌ شدید در روند این اعتراضات شرکت فعال داشتند، خطوط اصلی این اعتراضات در چارچوب قانون اساسی حکومت اسلامی و تأئید بنیادهای تصمیم‌گیرندة این حاکمیت انجام شده. تا آنجا که ما اطلاع داریم «اعتراضات» خیابانی تا به امروز به هیچ عنوان به سوی سازماندهی تشکیلات و بنیادهای سیاسی‌ای که خارج از چارچوب فعالیت‌های حکومت اسلامی قرار گیرد گام برنداشته.

البته در همین مقطع گروه‌هائی ما را سریعاً متهم خواهند کرد که «اعتراضات عمومی» را کم‌ارزش نشان می‌دهیم!‌ به هیچ عنوان چنین نیست، هر گامی از ارزش واقعی خود برخوردار است، نه می‌باید کم‌ارزش تلقی شود، و نه آنکه بیش از آنچه ارزش دارد برای آن بها تعیین کنیم. چرا که همان عقل سلیم به ما نهیب می‌زند که «اعتراضات» به هیچ عنوان به معنای «تغییر» نخواهد بود، حتی اگر این اعتراضات، همچون تجربة ناکام کودتای 22 بهمن، به سقوط رژیم سیاسی نیز منجر شود!

به همین دلیل از نخستین لحظاتی که سخن از «اعتراضات» به نتایج این به اصطلاح «انتخابات» مطرح شد، در همین وبلاگ به طور کلی اگر این حرکت را محکوم نکردیم، نتایج آنرا به زیر سئوال بردیم. این برخورد بر پایة یک اصل کلی اتخاذ شده؛ در کمال تأسف یک حرکت سیاسی همواره از نوعی «مغز متفکر» پیروی می‌کند، و زمانیکه این «عامل اصلی» در ید اختیار نهاد‌ها، بنیادها و یا حتی محافل ویژه‌ای قرار ‌گیرد، مشکل می‌توان خارج از الزاماتی که بر این حرکت تحمیل ‌شده، آن را «اداره» کرد. یا به زبان دیگر این حرکت را به نفع تمایلات سیاسی دیگری «مصادره» نمود.

«تغییر» مسیر حرکت‌ها و جنبش‌های اجتماعی، خصوصاً در شرایطی که «محافل» تصمیم‌گیرنده همچون مورد ایران تماماً استعماری‌ و برخوردار از تاریخچه‌ای بسیار ریشه‌دار بوده و از ابزار و اهرم‌هائی فوق‌العاده کارآمد بهره می‌گیرند، بسیار مشکل خواهد بود. به همین دلیل چه بهتر که رهبران حرکت‌های سیاسی در کشور با آگاهی بیشتر و با چشمان باز دست به عمل بزنند.

دیروز به عنوان «حسن ختام» برنامة «تفریحی» انتخابات جمکران، نمازجمعة «حکومتی» را نیز اکبر بهرمانی در دانشگاه تهران بر پا کرد. البته ایشان از مهره‌های طراز اول رژیم به شمار می‌آیند، و شاهد بودیم که از نخستین روزهای کودتای 22 بهمن آقای بهرمانی در رأس هرم سرکوب محکم نشسته‌اند. اینکه امروز برخی «گروه‌ها» و به اصطلاح احزاب سیاسی، فوت در آستین سرداراکبر می‌کنند، اگر برای ما با در نظر گرفتن سابقة این گروه‌ها آنقدرها تعجب‌آور نیست، امیدواریم که حداقل هواداران‌شان از سرکردگان دلیل این «حمایت‌ها» و «هندوانه‌زیربغل»‌ گذاشتن‌ها را بپرسند!‌ با این وجود به بهانة مطالب «جدیدی» که خطبه‌های هاشمی رفسنجانی در نمازجمعة گذشته به میانة میدان سیاست جاری کشور پرتاب کرده، چند مطلب اساسی را در همین مقطع می‌باید مطرح کنیم. مطالبی که شامل «اعتماد عمومی»، «آزادی مطبوعات» و «آزادی بازداشت‌شدگان» حوادث اخیر می‌شود.

آقای بهرمانی در خطبه‌هایشان با تکیه بر آنچه «شک و تردید مردم» عنوان شد، از سردمداران یا به عبارت دیگر از یاران سی ‌سال حکومت‌داری‌شان تقاضا فرمودند که اعتماد مردم را به حکومت دوباره «تحصیل» کنند! برخورد بهرمانی با مسئلة «اعتماد عمومی» این امر را القاء می‌کند که گویا نوعی «عدم اعتماد» در بطن حاکمیت مستقر شده باشد. می‌دانیم که آقای بهرمانی زمانیکه هزاران جوان این کشور را به عناوین و بهانه‌های مختلف زندانی کرده بودند، و یا در جبهه‌ها به دنبال «نخودسیاه» می‌دواندند، «اعتماد عمومی» حداقل در قاموس ایشان «خدشه‌ای» ندیده بود! اصولاً مشکل می‌توان در یک حکومت استبدادی سخن از «اعتماد عمومی» به میان آورد؛ این اعتماد نخست در قالب پیروی از فرمان «سرنیزه» ایجاد می‌شود، و نهایت امر تبدیل به نوعی «عبودیت عمومی» در برابر عامل زور می‌گردد. این نوع حکومت‌ها با «اعتماد» کاری ندارند، کارشان با «عبودیت» است. آنچه آقای رفسنجانی را امروز گویا حسابی کلافه کرده «نبود» اعتماد عمومی نیست؛ ایشان وحشت‌شان از این است که عامل سرکوب گویا دیگر عمل نمی‌کند. هم عمال سرکوب متزلزل شده‌اند، و هم مردم عاصی‌تر! اینکه این «اعتماد» در گفتار آقای بهرمانی امروز تا به این حد «خدشه‌دار» شده فقط به این معنا می‌تواند باشد که خاطر حضرت بهرمانی و محافل وابسته به ایشان از نیروهای سرکوبگر رژیم استبدادی «مکدر» است.

از طرف دیگر آقای بهرمانی در همین خطبه‌ها خواستار فراهم آوردن «فعالیت آزاد مطبوعات» شده‌اند! می‌دانیم که این موضع‌گیری نیز از ویژگی‌های خود برخوردار خواهد شد. چرا که در این نوع حکومت اصولاً مطبوعات جائی ندارد؛ آقای خمینی همان سی سال پیش عربده فرمودند که، «قلم‌ها خودشان را اصلاح کنند!» این نوع فریادها و به دنبال آن ارسال هنگ‌های اوباش و چاقوکش ساواک به دفاتر مطبوعاتی کشور به صراحت نشان داد که ویراست مورد نظر حکومت دست‌نشاندة اسلامی از مطبوعات تفاوت آنچنانی با نقطه‌نظرهای رضاشاه ندارد. مگر در یک مورد ویژه، در صفحة اول بجای عکس «اعلیحضرت» عکس «امام‌خمینی» را به مردم می‌چپانند. این نوع «جهان مطبوعات»، که از سی سال پیش توسط یک حکومت دست‌نشانده و استبدادی بر ملت ایران حاکم شده، آیا جائی برای «فعالیت آزاد مطبوعات» باقی می‌گذارد؟ مسلماً خیر!

مزخرفات شیخ بهرمانی که حتی «آب» به دهان رابرت گیتس گاوچران و دیگر رؤسای جمکران در آنسوی اقیانوس‌ها انداخت، بیشتر چند روزی‌نامة مفتضح «اصلاح‌طلب» را مد نظر قرار می‌دهد تا مطبوعات در ویراستی فراگیر و ملی. گویا آقای بهرمانی در چارچوب همان کسب «اعتماد عمومی» احساس می‌فرمایند که اگر چند روزی‌نامة محفلی با «غرغر» کردن‌های معمول‌شان از نو روی دکة روزنامه‌فروشی‌ها بروند، حتماً‌ «اعتماد عمومی» کذا بار دیگر کسب خواهد شد! پرواضح است که این «احساس» بسیار کودکانه و ناپخته است.

البته اگر آقای بهرمانی بر مسند تصمیم‌گیری‌ها همچون دوران «خوش» گذشته تکیه زنند، این نوع «دمکراسی قطره‌ای»، همانطور که طی 8 سال ریاست ایشان بر قوة مجریه شاهدیم بودیم، در لوای مجلات روشنفکرنما از قماش «گردون» و «دنیای سخن» و «کیان» و غیره به منصة ظهور خواهد رسید. بعد هم برای جمع‌وجور کردن اوضاع و جلوگیری از گسترش «آزادی» کذا چند نویسنده را خودشان سر می‌برند، بقیه را هم فراری می‌دهند، تا ببینند کار «اعتماد عمومی» به کجا ‌می‌کشد! خلاصه می‌گوئیم، آزادی فعالیت مطبوعاتی همان هویج معروف است، چماق‌اش را هم خود آقای بهرمانی برای دل‌سوختگان خواهند تراشید!‌ فراموش نکنیم که «آزادی قطره‌ای» حتماً قطره‌چکان می‌خواهد، و یکی از گرفتارهای ما ملت این است که قطره‌چکان کذا در این حکومت تحت نظر استعمار غرب فعال است.

نهایت امر آقای بهرمانی که اینهمه برای «اعتماد عمومی» از خود و رژیم اسلامی، آنهم جلوی همة مردم «مایه» گذاشته‌ بودند، در آخر کار به خود اجازه داده خواستار «آزادی» بازداشت‌شدگان اخیر می‌شوند! بله، اینهمه «همکاری» با رژیم، جایزه نمی‌خواهد؟ جایزه‌اش این است که اراذل و اوباش اصلاح‌طلب و «تحکیم‌ وحدت» و مشارکت‌چی و «خط‌امامی» و غیره را که سال‌ها برای همین «رهبر» چاقو کشیده‌اند‌ و در دانشگاه و خیابان و کوچه و بازار مردم را به قول خودشان «کارتی» می‌کردند، حال که رفته‌اند دم در دکان جدید می‌باید مورد تقدیر و تفقد قرار داد! خلاصه تمامی این جانفشانی‌ها را سردار اکبر برای تأمین همان «اعتماد عمومی» کذا می‌کند؛ کسی فکر بد نکند!

البته در مخالفت با این «اظهارات» سراسر انقلابی که به صراحت سرنوشت این مملکت را رقم خواهد زد! آناً چند نوچة مقام معظم و گروهی از جوجه‌پاسدارهای حکومت دست به اسلحه شده‌اند! فریاد و فغان که، «آقا شما با خائنان همکار شده‌اید!» و یا … می‌دانیم که «بازارگرمی» هم در دنیای سیاست استعماری به درد می‌خورد. اینکه مشتی ساواکی از قماش حجاریان، بهزاد نبوی، مشارکت‌چی‌ها و … دستگیر شوند و آناً همکاران‌شان فریاد برآوردند که اینان را باید «آزاد» کنید، فقط به این معناست که مردم این مملکت بالاجبار می‌باید میان دستگیرشدگان و دستگیرکنندگان «تفاوتی» چشم‌گیر قائل باشند! بله، این «اجبار» است، سئوال و استفسار نیست!

اصلاً به همین می‌گویند، «تولدی دیگر!» و آقای رفسنجانی خودشان در زمرة «نوباوگان‌اند»!‌ ایشان طی سی سال مارمولک‌بازی و پدرسوختگی و آدمکشی هر شش ماه یک‌بار از نو «متولد» شده‌اند!‌ و هر بار پستان یک دایة جدید را به دهان گذاشته‌اند. روزگاری بود که دایه‌شان آمریکائی بود و پستانک ساواک شاه را دهان‌شان می‌گذاشت، بعداً به پستانک‌های ساخت سرمایه‌داران آمریکا در چین و ماچین علاقمند شدند، چند صباحی هم ایشان را از «شیر» گرفتند و به «مشابه» عادت دادند، ولی اینبار گویا مستقیماً پستان علیاحضرت ملکة انگلستان را گرفته‌اند، و با لهجة غلیظ انگلیسی می‌فرمایند:

چنان است دادش که روباه پیر
نهد بچه را تا دهد شیر [ک...ر]

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

فیلترشکن‌های جدید19ژوئیه2009

www.asurf.info
www.server4.eu
www.bigwizard.info
www.unblockme.eu
www.coconutproxy.info
www.raisinproxy.info
www.securebrowse.eu
www.dustyspace.info
www.findthesite.info
www.tinywizard.info
www.thefileserver.eu
www.zoombrowse.eu
www.superbrowser.eu
www.nofilter.eu
www.proxyit.eu
www.pineappleprox.info
www.cherryprox.info
localdomain.ws/wml6eb23q
www.proxyextra.eu
www.grapeprox.info
www.bananaprox.info
www.europeproxy.eu
www.mathshomeworking.info
www.grapeproxy.info
un-hider.com
www.wildtunnel.eu
thebestgps.info
www.coconutprox.info
www.euproxy.eu
proxy.braws.com.br
www.myspaceatschool.eu
www.raisinprox.info
www.pineappleproxy.info
www.awayaroundthem.info
www.rainbowprox.info
teentunnel.info
www.stunnel.eu
www.nofilters.eu
www.racoon3.com
www.hidingfrenzy.info
www.appleprox.info
www.freebrowse.eu
www.myspaceatwork.eu
www.rainbowproxy.info
expertproxys.info
www.browserunlock.eu
www.passthe.net
www.bananaproxy.info
ezunblock.com
www.proxys.com.mx

جولای 13, 2009

«بادی» نامه!

دسته: سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 11:46 ق.ظ

از قدیم و ندیم گفته‌اند: «دو کلمه هم از مادر عروس بشنوید!» و مادر عروس امروز کسی نیست جز تیمسار فیروزآبادی، افسر متعهد و مکتب ندیدة حکومت جمکران! البته مکتب‌ندیده‌ها در تاریخ تحولات نظامی جهانی بسیارند. به طور مثال ژنرال نام‌آور ویتنام «جیاپ» مکتب ندیده بود. ولی همین ژنرال کوچک‌اندام ارتش‌های فوق‌مدرن دو امپراتوری را در سرزمین ویتنام به خاک و خون کشید. نخست ارتش استعمارگر فرانسه و سپس ارتش یانکی‌های متجاوز. یا اینکه اکثر ژنرال‌های ارتش سرخ که پوزة هیتلر را در اروپای شرقی به خاک مالیدند از انواع مکتب‌ندیده بودند، ولی «میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.» جناب ژنرال فیروزآبادی نه فقط از نوع «مکتب‌ندیده» هستند که به شاخة «جنگ‌‌ندیده» هم تعلق دارند! ایشان در دورة «دفاع مقدس» بجای یقه‌گیری از «صدامیان کافر»، ترجیح دادند که در پشت جبهه، تحت عنوان جهاد سازندگی جیب روستائیان کشور را بزنند، داستان سازندگی‌های «فیروزآبادی» در روستاها حکایتی است از ایثار! و به همین دلیل فرماندهی مبارزه با تهاجمات شیمیائی و اتمی و هسته‌ای از طرف «رجائی» بزرگ، سیاستمدار سترون جمکران و ریاضیدان بزرگ جهان تشیع، پس از کودتا بر علیه بنی‌صدر به ایشان سپرده شد.

خلاصه بگوئیم، از همان دوره به دلیل باد انداختن بیش از اندازه به غبغب، که نتیجة حیف و میل زمین و آب و دهات و آبادی بود، فیروزآبادی به نوعی مرض «باد» گرفتار آمد. و به همین دلیل ما با بدجنسی و بدون رعایت هر گونه انسانیت و مروت در حق این ژنرال، «آی با کلاه» را از اسمش برداشته، او را «فیروز بادی» می‌خوانیم! ایشان گویا به دلیل همین «باد»، پس از یک ماه کتک‌کاری و قتل‌عام در کوچه و خیابان‌ها موقع را مغتنم شمرده، به درگاه «امام‌زمان» یک نامه نوشته‌اند! البته می‌دانیم که نامه‌نگاری در صدر اسلام خیلی رایج بود، و برای این نامه‌ها هم اسامی مناسب انتخاب می‌کردند، در این میان نامة «علی به مالک‌اشتر» خیلی معروف است. با در نظر گرفتن شرایط امروز و خصوصاً لحن «‌فقیه‌نواز» نامة فیروزبادی، می‌باید آنرا نامة «فیروزبادی به مالک عنتر» بخوانیم.

خلاصة کلام، با نگاهی به نامة «بزرگ» فیروز بادی متوجه می‌شویم که سنت صدراسلام بر حکومت جمکران حسابی سایه انداخته. آنهم چه سایه‌ای!‌ پس از چندین روز قتل‌عام و دستگیری و شکنجه، نگارش یک «نامه» از طرف رئیس ستاد مشترک نیروهای نظامی و انتظامی حضور امام‌زمان الزامی بود! آقا امام‌زمان می‌بایست در جریان تحولات قرار می‌گرفتند. ما خودمان شنیدیم که ایشان می‌پرسیدند: «فیروزبادی چی شد؟»‌ ما هم نمی‌دانستیم. جواب نمی‌دادیم! امام‌زمان عصبانی می‌شدند و فریاد می‌زدند: «مرده‌شور اون ریخت گبرتون رو ببرن! جدم بی‌خود نمی‌گفت، جز به عرب تن مده! شما آتش‌پرست‌ها آدم بشو نیستید.» بعد هم انگشت مبارک اشاره‌شان را به سوی رهبر فرزانه که با عنترشان کنار حوض وضو می‌‌گرفتند منحرف کرده، می‌فرمودند: «در این ملک فقط همین مالک‌عنتر آدم حسابی از آب درآمد!» بعد دوباره یادشان می‌آمد که فیروز بادی در میان جمع نیست! می‌زدند زیر گریه که، «فیروز بادی! مگه از من چی دیدی، چرا نامه نمی‌دی، تو می‌دونی که تورو اندازة دنیا می‌خوام…» و این بساط ادامه داشت تا همین امروز که فیروزبادی دست به قلم برد و فرمود:

«سلام خدا و ملایک بر تو[...] سلام بر جدة مظلومة پهلو شکسته‌ات، [...] سلام بر عموی دل شکسته[ات] سلام بر نایب بزرگوارت خمینی بت شکن. سلام بر شهیدان[...] و استوار نائبت سیدعلی خامنه‌ای عزیز و سلام [...]»

اینجا بود که آقای امام‌زمان خوشحال شدند، و گفتند «علیک ‌سلام، فیروزبادی کجا بودی؟» ما هم از فرصت استفاده کرده از حضور امام‌ و قوم وقبیلة همه‌چی شکسته‌شان مرخص شدیم و آمدیم تا وبلاگ امروز را قلمی کنیم. خوانندگان محترم می‌دانند که اگر در محضر ایشان بیش از این‌ها تعلل می‌کردیم ممکن بود بعد از چند ساعت به دلیل باد انداختن بیش از اندازه در آستین پارة این و آن خودمان هم نهایتاً عین فیروزبادی به بیماری «باد» مبتلا ‌شویم. زبان‌مان لال یکی از همین روزها منفجر هم می‌شدیم و یک جای‌مان می‌شکست و … از قدیم گفته‌اند، «گذر پوست به دباغخانه است!»‌ و خلاصه کسی که خیلی «باد» می‌کند، آخر سر خواهد ترکید! برای همین در دنبالة مطلب «فیروزبادی» را در محضر امام‌زمان تنها می‌گذاریم تا با هم چاق‌سلامتی کنند، و خلاصه از روزهای خوش صدراسلام و جنگ بدر و باب‌المندب و کازرون و رفسنجان و این‌ها برای هم داستان‌سرائی کرده، ساعاتی بخوشی بگذرانند. خودمان هم می‌آئیم سر داستان خوش «کودتا»!

همانطور که دیدیم در برنامة جدید استعماری که در ایران به مرحلة اجرا گذاشته شده، سیاست‌های «مقدس» غرب دیگر نیازی به حضور رئیس‌جمهور «اصلاح‌طلب» در مسند دولتی ندارد، به عبارت دیگر استعمار خواستار تکرار تجربة ناگوار دورة خاتمی نیست. البته در ظاهر حضور میرحسین موسوی تحت عنوان رئیس جمهور اصلاح‌طلب و «منتخب» می‌توانست مشروعیت جهانی برای جمهوری اسلامی کسب کند، ولی این «مشروعیت» جهانی هم در زمینة لفت‌ولیس درآمدهای نفتی برای غرب دست‌وپاگیر می‌شد، و هم این امر را الزامی می‌کرد که جهت حفظ پایه‌های فاشیستی حکومت اسلامی، غرب همچون دورة خاتمی به «بازی» زدوخوردهای روزانة اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در صحنة سیاست داخلی نیز تن در دهد. گویا از نظر غرب این گزینه زیاد «سازنده» تلقی نشده بود؛ دلائل فراوان است و در اینجا امکان بررسی آن‌ها حتی به صورت فهرست‌وار نیز وجود ندارد. به استنباط ما به همین دلیل استعمار ترجیح داده که پس از کسب «مشروعیت فرضی» برای موسوی، مشروعیتی که اساساً بر موج تبلیغات و پروپاگاند گستردة جهانی تکیه داشت، این «رئیس‌جمهور سایه» را خارج از هر گونه مسئولیت اجرائی نیز قرار دهد.

ولی پرواضح است که در این نمایشنامه، ضمن «تطهیر» کامل باند موسوی، سیاست‌های مورد نظر استعمار از طریق همکاری‌های نزدیک محفل موسوی با گروه احمدی‌نژاد به مورد اجرا گذاشته خواهد شد. ولی در این میان مسئولیت سرکوب مطبوعات، سرکوب اجتماعی، اعمال سانسور، جلوگیری از هر گونه تحول فرهنگی و علمی و هنری بر عهدة احمدی‌نژاد خواهد بود! و موسوی که هیچگونه مسئولیت اجرائی نیز ندارد، آزادیخواه، طرفدار آزادی مطبوعات و اینترنت، طرفدار حضور «پرشور» جوانان در فعالیت‌های اجتماعی و … قلمداد می‌شود. این نوع سیاستگزاری استعماری که بر اساس آن گروه‌هائی سرکوبگر از قماش سازمان مجاهدین انقلاب، مشارکت، خط‌امام و … همگی در آن مستقیماً سهیم هستند، به هزینة اصولگرایان و به نفع موسوی و دارودستة محمدخاتمی مصادره شده. مسئولیت تمامی سرکوب‌ها نیز فقط متوجه خامنه‌ای و احمدی‌نژاد خواهد بود. تبلیغات چنان کرده که حضور سه دهه عمال وابسته به محافل موسوی و خاتمی در رأس سرکوب‌ها اینک صریحاً نادیده گرفته شود.

این است خلاصه‌ای از روند آنچه «انقلاب خانوادگی» خواهیم خواند. این نوع «روابط خانوادگی» فواید فراوان دارد. نخست اینکه جهت سرکوب مطالبات واقعی ملت ایران درگیری‌هائی در سطوح مختلف، معمولاً به صورت نمایشی در شهرهای بزرگ و مراکز تجمع سازماندهی می‌شود. ایجاد وحشت در میان مردم، و بازگذاشتن هر چه بیشتر دست اوباش حکومت اسلامی در سرکوب ملت تزلزل اجتماعی را نزد شهرنشینان باز هم بیشتر خواهد کرد. اعتماد به نفسی که طی «مسابقات» به اصطلاح انتخاباتی در میان جوانان به وجود آمده بود، با توسل به این روش‌ها به سرعت از روابط اجتماعی حذف خواهد شد. و بر اساس این طرح ضدبشری، جامعة ایران به دوران پیش از «نمایشات انتخاباتی» بازگشت داده می‌شود، با یک تفاوت عمده: استقرار گروهی از اوباش تحت عنوان آزادیخواه در بطن روابط سیاسی و اجتماعی، و تأمین یک مشروعیت گستردة سیاسی برای اینان با تکیه بر مشتی آمار ساختگی!

مسلماً امروز مشخص نیست که استعمار در آینده از گروه‌های مخالف‌نمائی که طی این «پروسه» از بطن حکومت جدا کرده و در حاشیة «قدرت رسمی» در داخل مرزها مستقر نموده، چه استفاده‌هائی صورت خواهد داد. به هر تقدیر این «نیروئی» است که در هنگامة بحران‌های سیاسی و اجتماعی می‌تواند همچون روحانیت نانخور دربار پهلوی، به ناگاه از سوراخ و سنبه‌ها سر بیرون آورده، جنبش‌های اجتماعی را همچون غائله‌ای که در 22 بهمن به راه افتاد ابتر کند. و بی‌جهت نیست که تبلیغات گسترده‌ای در نظام رسانه‌ای جهانی برای تثبیت موضع سیاسی و «دینی» این گروه ویژه آغاز شده. این تبلیغات در حال حاضر به نظر نمی‌آید که به این زودی‌ها به دست فراموشی سپرده شود. دلیل نیز روشن است، از یک سو احمدی‌نژاد می‌باید برای حفظ خود بر اریکة «قدرت استیجاری» اسلامی بیش از این‌ها به قدرت‌های استعماری «باج» بدهد، باجی که صورت حراج نفت‌خام و گازطبیعی به خود خواهد گرفت. از سوی دیگر برای جلوگیری از نفوذ سیاست‌های غیرغربی در طیف «مخالف‌نمایان» جدیدالتأسیس، محافل غرب می‌باید موجودیت سیاسی اینان را هر چه بیشتر به عملیات کانال‌های تبلیغاتی غربی وابسته کنند؛ پروسه‌ای که زمان قابل‌ملاحظه‌ای می‌طلبد. حضور پیوستة منتظری، موسوی، کروبی و … در دکان‌های تبلیغاتی غرب، و انعکاس روزانة سخنان «پوچ» و بی‌محتوای اینان به عنوان راهکار و راهبرد سیاست داخلی یکی از همین ترفندهاست.

اما در این میان چند عامل کلیدی نیز دچار تغییر کلی شده. نمی‌باید فراموش کرد که جامعة ایران دیگر نه جامعة بسته و فروهشتة آریامهری در بهمن‌ماه 1357 است، و نه جامعة مسخ و مرعوب شدة دوم خردادی و سیدخندانی. امروز علیرغم سرکوب گسترده، جوانان ایران هنوز پرشورند، و این نسل جوان می‌تواند از حضور نسلی بهره‌ گیرد که تمامی این تحولات را در عمل «زندگی» کرده، و می‌تواند این امکان را برای‌شان فراهم آورد تا دچار انحراف و از هم گسیختگی‌ نشوند. فراموش نکنیم که استعمار برای تحمیل الگوهای «تکراری» چاره‌ای جز تکیه بر شخصیت‌ها و روش‌های تکراری نخواهد داشت. و انتشار نامة مستهجن و مسخرة «سرلشکر» فیروزآبادی، که در بالا آنرا به صورت طنز به تحلیل کشیدیم، تبلور محدودیت‌های عملی استعمار در مصاف با جامعة امروز ایران است.

آنان که تجربیات هولناک کودتا بر علیه بنی‌صدر و فراهم آوردن زمینة قتل‌عام جوانان ایرانی را در سال 1360 به یاد دارند، بخوبی می‌دانند که «مظلوم‌نمائی» و «واژگون‌نمائی» چگونه کارساز اوباش حکومت اسلامی شده بود. اوباش جمکران که خود در گروه‌های سازمان یافته همه روزه با حملات مسلحانه به مطبوعات، سازمان‌ها، گروه‌ها و انجمن‌ها و ضرب و شتم مردم کوچه و خیابان مشغول بودند، درست همچون فیروزآبادی در کلام و گفتار و نوشتار خود مزخرفات و خزعبلاتی نیز جهت توجیه «مظلوم‌نمائی» جبهة ارتجاع ابداع کرده بودند! در کلام و نوشتار این خودفروختگان، مقصر همان قربانیان‌ بودند، نه جانیان و آدمکشان! روضه‌ها و زوزه‌های مستهجن جماعت دین‌فروشان را آنروزها قدیمی‌ترها خیلی خوب به یاد دارند. این همان صحنة تکراری و مهوعی است که امروز در قالب «نامه‌ای به امام‌زمان» از قلم الکن «دکتر» فیروزآبادی تراوش کرده، و در سطح کشور نیز انتشار یافته. البته امثال فیروزآبادی احمق‌تر از آن‌اند که بدانند پای در چه منجلابی می‌گذارند، ولی افکارعمومی ایرانیان، خصوصاً جوانان با تکیه بر تجربیات تاریخی و اجتماعی خود از این ترفندها بخوبی آگاه است.

با این وجود این اصل را نمی‌باید بکلی از نظر دور داشت که در شرایط فعلی، بحران سیاسی حتی می‌تواند به سقوط حکومت اسلامی نیز منجر شود. به هر تقدیر حتی در صورت حفظ موجودیت این حکومت نیز، هم‌سازی و همراهی جناح‌های مختلف و «مخالف‌نما» که به صور گوناگون توسط سیاست‌های جهانی در داخل پایه‌ریزی شده‌اند، در بطن یک ساختار پوسیده و استعماری مسلماً جوابگوی نیازهای جامعه نخواهد بود. در اینصورت حرکت به سوی یک جنبش اجتماعی و مدنی غیرقابل اجتناب شده، ادبیاتی از قماش نامه‌های فیروزآبادی اگر در نخستین ماه‌های غائلة 22 بهمن، کارساز و توجیه‌گر اعمال مشتی اوباش شهری شده بود، امروز فقط در مقام «وصیت‌نامه‌ای» است که اراذل محتضر پس از مرگ برای «برادران دینی‌شان» به یادگار می‌گذارند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

فیلترشکن‌های جدید13ژوئیه2009

acmeserv.com
secure88.net
proxify.org
0blocks.com
proxify.cn
proxify.net
hidemyass.com
threatens.org
ctunnel.com
tataproxy.com
anonypost.com
travelprox.com
proxify.eu
ztunnel.com
123icugo.com
proxify.ws
fastclan.org
unblockhell.com
cecid.com
beatfiltering.com
unrestrictedsurf.net
proxify.info
hid3.net
ldiablo.com
an0n.us
twolulu.com
exitb.net
proxify.com
vtunnel.com
secure-tunnel.com
misterproxy.com
networkprox.com
surfasyouwish.com
btunnel.com
2unblocksites.com
savemoneyweb.info
sslprox.com
schoolingprox.com
i-w.net
proxify.cc
how2unblock.com
fastwebproxy.net
switchproxy.com
polysolve.com
externalsite.info
mrproxy.com
trust-proxy.com
proxify.la
proxify.co.uk
virtual-browser.com
proxify.biz
freesslproxy.com
proxydoo.com
perlproxy.com
proxify.us
sslprxe.com
proxify.de
proxyplace.net
www.starwarsmania.com
takemetherenow.info
www.roodel.com
www.neatfill.com
unhider.com
www.starwarsportal.com
www.getaroundit.info
bringingdownthehouse.info
3m9.info
blockkiller.info
tiger-host.com/proxy
accessum.org
www.allsphere.info
www.summerproxy.net
25w.info
mymerengue.info
www.rifffly.net
3by.info
www.broadr.info
dtunnel.com
proxy-cgi.net
3309795673.com
sslunblock.com
unblock.su
securegate.org
sureproxy.com
letany.info
findfree.info
thewebtunnel.com
proxify.tv

ژوئن 3, 2009

محسن و صادق!

دسته: جامعة ایران, سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 12:34 ب.ظ

بحران‌سازی محمود احمدی‌نژاد بر محور «افشاگری‌»‌ مفسدان اقتصادی، همانطور که می‌دانیم از نخستین روزهای دولت نهم در جمکران آغاز شده بود. این دولت مرتباً از «افشاگری‌های» کذا شعارها می‌ساخت و بر محور آن‌ها‌ هیاهو بر پا می‌کرد، تا به این وسیله عملکرد سرکوبگرانه و غیرانسانی خود را در پوشش «افشاگری» مخفی نگاه دارد. این یکی از سیاست‌هائی است که در تاریخچة «پوپولیسم» سیاسی در صدها کتاب و مجلد متخصصین به بررسی آن پرداخته‌اند، و بر خلاف ادعاهای اوباش جمکران «افشاگری» به هیچ عنوان اختراع دولت نهم نیست. بسیاری از دولت‌ها برای اعمال یک سیاست مشخص و معمولاً «غیرقابل توجیه» و «ضدمردمی» سعی می‌کنند توجه عموم را به هر وسیله از مسیر اصلی حکومت منحرف کنند. و در ملغمه‌ای که جمکرانیان طی سه دهه در آتش و خون به راه انداخته‌اند، بهترین وسیله جهت انحراف افکار، «برخورد» فرضی دولت با افراد و بنیادهائی است که «بیت‌المال» را طی سه دهه بالا کشیده‌اند. البته پرواضح است که این «برخورد» در حد گفتار و هیاهو متوقف می‌ماند، می‌دانیم که چاقو از قدیم‌الایام دستة خود را نبریده، و این اصل در جمکران نیز کاملاً صحت دارد.

ولی کیست که نداند در این حکومت، مفسدان بر صدر مجلس، مجمع تشخیص مصلحت، قوة قضائیه و نهادهای دیگر حکومتی نشسته‌اند؛ کیست که نداند سپاه پاسداران پس از به اصطلاح «دفاع مقدس» عملاً تبدیل به یک مافیای «مالی ـ اقتصادی» شده و اعضاء بلندپایة آن در ساختارهای «نظامی ـ مالی» به جان ملت افتاده و فعالان مایشاع‌اند؟ خلاصه می‌گوئیم، عنوان اینکه این تشکیلات از پایه و اساس در فساد مالی دست و پا می‌زند، هیچگاه مسئلة جدیدی نبوده؛ آنچه جدید بود، و با هیاهوی احمدی‌نژاد آغاز شد، افشاگری از زبان رئیس جمهور همین تشکیلات بوده است. و دیدیم که چگونه این «کمدی» مضحک و ابله‌فریب طی چهارسال برخی را حسابی فریفت و برای برخی دیگر نیز زمینة مناسب جهت فریفتن دیگران فراهم آورد.

ولی روشن بود که این «افشاگری‌ها» در مرحلة هیاهو و پوچ‌بافی باقی خواهد ماند. و اظهارات برخی افراد که در رأس آنان می‌باید «عباس پالیزدار» را قرار داد، بیشتر جنبة نمایشی داشت. از سرنوشت فعلی «حاج عباس» اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی مسلم است که ایشان در ردة تصمیم‌گیری در بطن قوة قضائیة حکومت اسلامی مسند و دفترودستکی ندارند! خلاصة مطلب دادوفریادی به راه انداخته بودند که به قول ملانصرالدین هدف اصلی‌اش همان «لحاف ملا» بود.

امروز همین قوة قضائیه که طی «افشاگری‌های» پالیزدار و دیگران خفقان مرگ گرفته بود، خناق از حلقومش به در رفته، و از زبان علیرضا جمشیدی، سخنگوی خود در برابر تمایلات حضرت «مهرورزی» جهت افشای نام سوءاستفاده‌کنندگان از بیت‌المال می‌گوید:

« اعلام اسامى این افراد تنها وظيفة دستگاه قضائى است.»
منبع: رادیوفردا، 12 خردادماه سالجاری.

خلاصة کلام قوة قضائیه که پیشتر پای پیش نمی‌گذاشت تا بگوید، در یک حاکمیت کسی حق ندارد چنین کلی‌گوئی‌هائی، آنهم از زبان رئیس جمهور در سطح کشور پخش کند، امروز نقش «قانونی» بر عهده گرفته! این تشکیلات «قانون» می‌شناسد، و خیلی هم طرفدار قوانین شده. ولی فراموش نکنیم که این قوة قضائیة مفسد‌پرور و اوباش‌پرست چند روز پیش سه نفر زندانی را به جرم فرضی اینکه همفکران‌شان «بمب‌گذاری» کرده بودند، در شهر زاهدان به دار آویخت! این نوع «قانون‌شناسی» و قانون‌گستری را مسلماً فقط می‌توان در بطن حکومت‌ صدر اسلامی پیدا کرد! و ایزد متعال را سپاسگزاریم که چنین حکومت «شترگاوپلنگی» هم نصیب ملت ایران کرده!

بله، زمانیکه احمدی‌نژاد سوار بر اسب پوپولیسم و جاکشی به تاخت و تاز مشغول بود و برای همین قوة قضائیه، و دوستان و آشنایان‌اش توشة راه می‌ساخت تا بتواند نفت بشکه‌ای 150 دلار را در پس این هیاهو به باد دهد، قوة قضائیه در مصاف با مزخرف‌گوئی امثال پالیزدار و شهبازی زبان‌اش را به «آقاموشه» قرض داده بود، حال که احمدی‌نژاد ممکن است واقعاً برای «انتخاب» مجدد در مقام ریاست جمهور نام مشتی کله‌خر و آدمکش را در عمل طی مصاحبه‌هایش بیرون بکشد، قوة قضائیه لقمة چرب «افشاگری‌های» نان و آب‌دار را از دهان برداشته، نان خشک و درویشی «قانون‌گرائی» به زیر دندان انداخته. انصافا به این می‌گویند «قوة خوب»!

خلاصه قوة قضائیه به حضرت «ریاست جمهور» پیام مشخصی می‌دهد: «اگر افسارت را رها کرده بودیم تا جفتک بیاندازی برای این بود که نان برای‌مان در تنور مردم‌فریبی می‌چسباندی. حال که ممکن است گورت را گم کنی مواظب حرف دهانت باش!» و چنین پیامی در حکومت «عزت و اقتدار» بسیار شیرین و گوارا است. خصوصاً که مشتی اوباش احمق فکر می‌کردند احمدی‌نژاد آمده تا شبکه‌های مافیائی را که کاخ سفید در رأس آن نشسته از میان بردارد، و با کمک «مال‌خرها» و دلال‌های بازار تهران، کشور ایران را در هزارة سوم «گلستان» کند. آنهم چه گلستانی، اسلامی، انقلابی و خصوصاً مردمی!

حال که سری به «گلستان اوباش» حزب‌الله زدیم بهتر است نگاهی هم به «آذربایجان جمکران» بیاندازیم. «اکبر اعلمی» 8 سال نمایندة مردم تبریز در مسجد‌شوربای جمکران بوده. ولی ایشان امروز یک نامة گلایه‌آمیز به علی خامنه‌ای نوشته‌اند!‌ ایشان می‌گویند، «بالام جان» چرا نامهربانی؟ بله، انتخابات به کنار، مسئلة گلایه و گله‌گزاری آذری‌‌ها با یکدیگر جداست. اعلمی می‌گوید خلاصه «جنابعالی» که خودتان از خودمان هستید، «چرا کوپه‌یقلی صلاحیت منیم تأئید نچردی؟» و در آخر نیز اعلمی رسماً می‌گوید مسئولیت تصمیمات شورای نگهبان با شخص علی خامنه‌ای است.

از قدیم گفته‌اند، زمانیکه طاعون به کشتی می‌افتد، موش‌ها که خود ناقل این بیماری‌اند اول از همه به آب می‌پرند! امروز هم امثال اعلمی که سال‌ها نانخور مقام‌معظم و ولایت و کثافت بوده‌اند، وقتی که می‌بینند کشتی مقام معظم دکل‌اش به زیر آب می‌رود چماق برداشته توی سر خامنه‌ای می‌زنند! یکی نیست به این اعلمی بگوید تو که 8 سال در مجلس جا خوش کرده بودی برای این ملت چه کردی، که امروز می‌خواهی رئیس‌جمهور شوی؟ چطور آن روزها که ساواک و سپاه پاسداران برای تو و امثال تو رأی می‌ساخت تا روی صندلی‌های مجلس چاق و چله بشوی «جمهوریت» نظام به خطر نیافتاده بود، حالا که دیگر کارشان با تو تمام شده، «جمهوریت» به خطر افتاده؟ این چه نوع جمهوریت است که با شخص اعلمی پیوند ناگسستنی پیدا کرده؟ خلاصه اگر شخص امام زنده بودند، روی بالکن می‌رفتند و این اعلمی را حسابی «ارشاد» می‌کردند.

«اینطور نباشد که توی سر آقای خامنه‌ای بزنند. این آقای خامنه‌ای را اگر ما بزرگ نکرده‌ایم بقیه کرده‌اند. حجج کرده است، بازاریان کرده است، اصناف و بقیه و همه و همه کرده‌اند. اصلاً این انقلاب مال همه بوده. من به آقای اعلامی (چیه؟ بچه! دست نکن! اعلمی کدوم خریه؟ اعلامی اینه؟!‌ نه اونه!» تکبیر!

ما هم از پشت همین تخته‌کلید مایکروسافت به آقای اعلمی «نصیحت هستیم»! کاری نکنید که این خامنه‌ای عصبانی بشود. خامنه‌ای چند بار عصبانی شد، هر دفعه دهنه پاره کرد و شروع کرد به جفتک‌ انداختن! زبان‌مان لال ممکن است یک جفتک بزند گوشة چشمان شهلای شما بادمجانی شود. دیگر «بی.‌بی.‌سی» از شما عکس «سکسی» در کنار نامه‌های‌تان چاپ نخواهد کرد. اصلاً این آقای اعلمی چرا می‌خواهند رئیس جمهور بشوند؟ مگر کار شرافتمندانه قحط است؟ نجاری، کفاشی، بنائی و خیلی کارهای دیگر می‌توان کرد. مثلاً وبلاگ بنویسید! بنویسید تا فیلتر شوید و باز هم به مقام معظم نامه بنویسید که:

«این فیلترها را ما از چشم شخص شما می‌بینیم. با این فیلترها جمهوریت نظام را به خطر انداخته‌اید. چه شده که از صدها وبلاگ نویس فقط شما 4 نفر را فیلتر نکرده‌اید …»

ولی ما فکر می‌کنیم اصلاً جمهوریت این نظام خدشه‌بردار نیست. اعلمی حرف بی‌خود می‌زند. امروز کاشف به عمل آمد که زهره رهنورد، همسر میرحسین موسوی، از غیرت «آقاشان» در سال 1360 در مجلة «زن‌روز» خیلی داد سخن داده بودند. خلاصه امروز که ایرنا بند «زهره خانم» را آب داد، شنیدیم که خیلی‌ها در شمال شهر تهران گفتند: «پدرسوخته! این موسوی هم حزب‌اللهی بوده!» بله، ولی ما می‌دانستیم که میرحسین موسوی یکی از مشکلات‌اش در دانشکدة معماری، زمان شاه این بود که به زن‌ها نگاه نمی‌کرد و از چپ‌ها متنفر بود. موسوی عین پاسدارها وقتی دختران از او سئوالی داشتند، سرش را می‌انداخت پائین و به غیراسلامی‌ها هم با نفرت عجیبی می‌نگریست چون نمی‌توانست اعدام‌شان کند! بعداً همه را اعدام کرد! این مردک حزب‌اللهی، متحجر و احمق حالا شده سمبل «اصلاحات» و «دمکراسی» در کشور ایران. خلاصه «زهره‌خانم» هم در مصاحبه‌شان فرموده بودند:

«مهندس موسوي کلاً از مقام و حرمت زن به دور مي‌داند که زن در آن دسته از خريدهائي که با کاسب و مردان محل سروکار دارد وارد شود و از غيرت مرد مسلمان جايز نمي‌داند که تن بدهد به اين موضوع که زنان بي‌جهت در کوي و برزن ظاهر شوند و با اين و آن هم سخن شوند.»

به این می‌گویند رئیس جمهور! هم آخوند و متحجر و احمق است، و هم «مهندس»! حالا هم مشتی احمق‌تر از خودش دوره راه افتاده‌اند که این تحفة متعفن حوزه و دانشگاه را به مقام ریاست جمهوری برسانند! بله، در روز انتصابات، «رنگ سبز» یادتان نرود. ولی ما پیشنهاد می‌کنیم که پس از «افشاگری» ایرنا، طرفداران میرحسین موسوی بجای «رنگ سبز» بهتر است «رنگ گه» را انتخاب کنند. چرا که هم به یاد تصاویر نامزد محبوب‌شان می‌افتند، و هم در روز انتخابات عطر نظریات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایشان مرتب مشام‌شان را نوازش خواهد داد.

ولی حالا که حرف از «گه» زدیم، از کنار صادق طباطبائی هم بهتر است بی‌توجه نگذریم. صادق طباطبائی در روزهای نخست کودتای 22 بهمن به دلیل ور رفتن و غش‌غش‌ خندیدن‌ با یاسر عرفات در برابر دوربین‌های تلویزیونی، ملت برای‌اش حرف در آورده بود و سریعاً به لقب «صادق خوشگله» معروف شد. امروز همین صادق خوشگله در کنار سردار بزرگ ملت ایران، «محسن رضائی» نشسته!‌ «محسن کله» معروف به «محسن بمب»، از نظر صادق‌خوشگله بهترین گزینه برای ریاست جمهوری جمکران است. البته به دلائل ایشان کاری نداریم! ما که قرار نیست به این‌ها رأی بدهیم، آن‌ها که احساس «مسئولیت» می‌کنند، می‌توانند اظهارات سراسر «مسئولانة» صادق‌خوشگله را بخوانند و خود تصمیم بگیرند. ولی زوج «صادق خوشگله ـ محسن خوش‌تیپه»، حتی به عقیدة ما هم که در این انتخابات شرکت نمی‌کنیم، بهترین گزینه برای ملت ایران خواهد بود.

می‌دانیم که اصولاً زن جماعت به فرمودة «مهندس» نمی‌باید زیاد این ور و آن ور برود!‌ «غیرت» و این جور چیزها به جوش می‌آید. در نتیجه محسن «خوش‌تیپه» در مقام ریاست جمهور می‌تواند به همراه «صادق‌خوشگله» در صحنة بین‌المللی ظاهر شده، هم توی دهن مخالفان حکومت اسلامی بزند، و هم رعایت اصول مذهب و دین و خدا و آخرت و عاقبت را بکند. پیشنهاد می‌کنیم که از هم اکنون چند نفر متخصص از امارات بیاورند تا شیوه‌های مناسب راه رفتن و قر و قمیش را به صادق خوشگله یاد بدهند تا در صورت لزوم بتواند از راه و رسم دلربائی در صحنة سازمان ملل و دیگر اماکن مهم به نفع اسلام و مسلمین استفادة حلال بکند. اگر از امارات کسی حاضر نشد به جمکران بیاید، هیچ ناراحت نشوید! مایکل جکسون در کاخ امیر بحرین برای هرگونه فداکاری و شهادت در راه اسلام آماده است. خلاصه «صادق خوشگله» باید سنگ تمام بگذارد! می‌دانیم که مسئله آبروی ما ملت است در برابر جهانیان. اصلاً در بالکن آورده‌اند که:

«اینطور نباشد که بعضی برای ملت مسلمان صادق خوشگله باشند. من نصیحت هستم به این آقای رضائی! توی دهنش هم می‌زنم. اصلاً بهتر است همان گه بیاید! ‌ قر و غمزه نباشد بر ملت؛ اسلام هم «خدشه» و چه و چه‌ نکند. چیه بچه؟! دست نکن! (اعلمی؟ا نه اون یکی گه را می‌گم!) احمدی را می‌گم!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

فیلترشکن‌های جدید3ژوئن2009

teenvietnet.com
extensionlib.com
www.donethere.info
www.stepagain.info
www.myfast.info
www.internetspark.info
www.cybersham.info
vardant.com
accessproxies.info
www.40db.info
reggaetonsite.info
meut.info
www.intersham.info
www.45db.info
divalane.com
buts.us
proxexy.com
www.leapsome.info
www.foundus.info
az-proxy.info
iatv.info
www.stepfun.info
547.us
256.us
www.roamsome.info
www.75db.info
www.homehide.info
kalando.info
www.doenter.info
www.moveall.info
surfcard.info
chomienbac.com
www.netbully.info
hetv.info
www.leapnow.info
www.65db.info
www.workingfacebookproxy.com
www.havefree.info
www.stepall.info
www.roamfun.info
www.onlinebully.info
194.us
doyouweb.info
reggaetononline.info
celebrityfoibles.com
www.workingmyspaceproxy.com
www.dolike.info
strawbox.info
www.asfun.info
www.haveagain.info

آوریل 24, 2009

ممه و میرحسین!

دسته: جامعة ایران, سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 3:34 ب.ظ

امروز شاهدیم که در سرزمین «استبداد جمکرانی‌»، بر محور سن رأی‌دهندگان میان جناح‌های مختلف هم دعوای «انتخاباتی» به راه افتاده!‌ می‌بینیم که اگر نفس احترام به آراء و افکار عمومی اصولاً در این نوع حکومت‌ها محلی از اعراب ندارد، صحنه‌سازی و مردمی‌نمائی چگونه می‌تواند در پس پردة یک استبداد منفور تبدیل به دکان و دستک جهت کلاشی شود. همانطور که می‌دانیم در هیچیک از دمکراسی‌های شناختة شدة جهان افراد زیر 18 سال از حق رأی برخوردار نیستند؛ حتی در برخی کشورها شرکت افراد زیر 21 سال در روند انتخاباتی که جهت تعیین نمایندگان در بعضی ارگان‌ها صورت می‌گیرد ممنوع اعلام شده. چرا که برخورداری از حداقل شناخت از مسائل اجتماعی، سیاسی، و … اگر ارتباط مستقیمی با سن و سال افراد ندارد، نزد افرادی که از نظر «بلوغ» عقلائی صغیر به شمار می‌روند به هر صورت و به هر تقدیر چنین شناختی وجود نخواهد داشت. پس چه بهتر که اینان در انتخابات شرکت نکنند.

این «برخورد» با مسئلة آراء مردم، دقیقاً ریشه در همان احترامی دارد که هیئت ‌حاکمه در یک دمکراسی می‌باید برای آراء عمومی قائل باشد. می‌باید حداقلی از احترام و رعایت آراء عمومی در روش حکومت منظور شود!‌ ولی در حاکمیتی که آراء عمومی تبدیل به چماق مشتی عملة سیاست‌ خارجی شده پر واضح است که نه تنها زیر 18 ساله‌ها که حتی نوزادان نیز می‌توانند حق رأی داشته باشند!‌ اصلاً چه کسی گفته که نوزادان از شناخت مسائل اجتماعی و سیاسی عاجز‌اند؟ مگر همین روایات شیعی‌مسلکان نیست که ادعا دارد علی‌ پسر ابی‌طالب در شکم مادرش قرآن می‌خواند؟ البته این «قرائت قرآن» در شکم مادر از آن داستان‌هاست؛ در آن روزگار هنوز قرآن کذا بر پایة همان روایات و احادیث «نازل» هم نشده بود!‌ ولی پر واضح است اگر حکومتی این مزخرفات را پایة حاکمیت و سیاست و روابط اجتماعی می‌کند، می‌تواند به کبوترهای آسمان مشهد «مقدس»، و گنجشک‌های حیاط خلوت مقام معظم هم حق رأی بدهد! اینهمه از اینرو که اصولاً این تشکیلات برای رأی مردم در مفهوم دمکراتیک کلمه هیچگونه ارزشی قائل نیست.

بله همانطور که گفتیم دعوا بر سر سن رأی دهندگان بالا گرفته و دولت احمدی‌نژاد پس از موفقیت بزرگی که در نشست «دوربان 2» برای جهان اسلام و خصوصاً ملت ایران «تحصیل» کرد، اینک می‌باید به معضل «انتخابات» نیز رسیدگی کند. و همین هیئت حاکمه آناً دست بالا زده و چند هفته به انتخابات مانده، یک طرح دوفوریتی به «مسجدجمکران» فرستاده تا اوباشی که روی صندلی‌های گرم و نرم آن با بودجة ما ملت چاق و چله می‌شوند، هر چه زودتر سن رأی‌گیری را سه سال تقلیل دهند و از 18 به 15 سال برسانند!

البته همانطور که می‌توان حدس زد در این «بازی» دمکراتیک، مخالف‌ها هم حرفی برای گفتن دارند!‌ بله ملت ایران در استخر دمکراسی شناور است؛ جمکرانی‌ها جناح «مخالف» هم دارند، فراموش نکنید! با این وجود مخالفان نمی‌گویند حق رأی به نوجوانان به معنای تخطئة اصل دمکراسی سیاسی است؛ مخالفان نمی‌گویند دولت حق ندارد قانون انتخابات را چند هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری با دوفوریت، مثل دزدی که از دیوار مردم بالا می‌رود به مجلس بفرستد!‌ اینان کاری به این حرف‌ها ندارند، از خودشان هستند، دعوا بر سر اعداد و ارقام است! به طور مثال «بی‌بی‌سی» دیروز از قول مخالفان می‌گوید:

«وزارت کشور چند روز پیش تعداد واجدان شرایط رأی دادن در دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را 46 میلیون و دویست هزار نفر اعلام کرد. اما منتقدان دولت می‌گویند این رقم با آمار اعلام شده در سرشماری جمعیت ایران در سال 1385 همخوانی ندارد.»
منبع: بی‌بی‌سی، 22 آوریل 2009

همانطور که می‌بینیم مسئله این نیست که دولت غلط عمل می‌کند!‌ دعوا بر سر این است که آمارها با یکدیگر همخوانی ندارد! شاید اصلاً برای «همخوان‌» کردن همین آمارهاست که دولت با این عملیات دوفوریتی تلویحاً چنین می‌گوید، «آمار در انتخابات آینده، بی‌آمار!»‌ البته ما ملت که با حکومت ملاها از این حرف‌ها نداریم. خودشان می‌برند، خودشان هم میل می‌فرمایند. فردا هم رادیو و تلویزیون اسلام‌آشنای جمهوری امت مسلمان خواهد گفت، «یکصد میلیون نفر واجدین شرایط به احمدی‌نژاد رأی دادند! قبول ندارید، بروید بشمارید!» ما از همین لحظه اعلام می‌کنیم که آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهوری آیندة این حکومت شترگاوپلنگ هستند، و از هم‌میهنان عزیز تقاضا داریم هنگام شرکت در برنامه‌های مارگیری جمکران حجاب اسلامی را رعایت کنند؛ آدامس نجوند؛ «اس‌ام‌اس» حرام و مکروه نزنند؛ چشم‌شان را درویش کنند؛ دید نزنند؛ اگر هم دوربین‌ خبرنگاران خارجی دیدند آناً لبخند عشوه‌گرانه بزنند شاید که خواستگار خارجی پیدا کنند و مجبور نشوند در انتخابات آینده شرکت داشته باشند! این بود وصیت ما به هم‌میهنان و امیدواریم که سالیان دراز در کنار احمدی‌نژاد بخوبی و خوشی روزگار بگذرانند و به پای هم پیر شوند.

در مورد آراء نوزادان پیشنهاد ما این است که در روز انتخابات بدون پوشک، با یک جغجغه و پستانک تحت نظر حجج اسلام به حوزه‌ها بیایند. اگر نوزادی جغجغه را تکان داد و گفت، «ددر» مقصودش این است که می‌خواهد با کروبی برود «ددر»! پس رأی این نوزاد به حساب شیخ‌ اصلاحات منظور شود. اگر نوزاد پستانک را مکید و گفت «ممه»!‌ مقصود این است که می‌خواهد با «میرحسین» برود چپ‌نمائی کند. اگر هم بغض کرد و شاشید به ریش حجج حتماً به استقبال دولت احمدی‌نژاد رفته، و با این عمل عواقب رأی‌ خود را هم همانجا قبول می‌کند. با توسل به این شیوة «بیان جسمانی» می‌توان برای تضمین دوام و بقاء نظام از تمامی نوزادان کشور اخذ رأی کرد.

ولی حال که سخن از دوام و بقاء به میان آمد، امروز کاشف به عمل آمده که طالبان از نظر دوام و بقاء حرف ندارند! این طالبان که ارتش خداترس ایالات متحد در کوه و کمر گویا پدرشان را در آورده بود، بر اساس گزارشات چپ و راست در حال حاضر تا اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان صد کیلومتر بیشتر فاصله ندارند! دیدید چه شد؟ این‌ها که همیشه در اسلام‌آباد بودند، امروز بر اساس گزارشات فقط یکصد کیلومتر با این شهر فاصله دارند! این مسئله اصولاً برای ما غیرقابل حل شده؛ چطور ممکن است کسی هم در اسلام‌آباد باشد، و هم بیش از یکصد کیلومتر با آن فاصله نداشته باشد؟ اگر کسی توانست این معما را حل کند، برای انتخابات ریاست جمهوری جمکران هم یک فرمول برای‌مان بفرستد. به کسی که چنین فرمولی پیدا کرد، محفل نوبل و «پن‌کلاب» و دیگر دفتردستک‌ها جایزه می‌دهند، و عین «مندلیف» جدول‌اش را می‌زنیم توی کتاب‌های شیمی و او را حسابی به جهانیان معرفی می‌کنیم. مگر ملت ایران «مندلیف» لازم ندارد؟ پیشرفت‌های علمی مدیون همین مندلیف‌هاست. چه در اسلام‌آباد باشند و چه بیش‌ از یکصد کیلومتر از آن فاصله داشته باشند.

بله، این طالبان که قبلاً فقط در کابل دولت تشکیل می‌دادند، این روزها به اسلام‌آباد هم آمده‌اند!‌ یعنی قبلاً هم در اسلام‌آباد بودند، به کسی نمی‌گفتند! قرار بود که در اسلام‌آباد نباشند، در کابل باشند، و اسلام‌آباد یواشکی برای‌شان موشک و فش‌فشک بفرستد تا از آنجا بزنند پدرصاحاب‌بچه را در بیاورند. حال مثل اینکه قرار شده لژیون‌های مسلح و هنگ‌های زره‌ای «طالبان» پاکستان را بار دیگر فتح کند. و پرزیدنت «زرداری» که اینهمه مورد الطاف اوباما و دوستان‌اش قرار گرفته فرار کند و بیاید به «جمکران» تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. می‌بینید که تمام این برنامه برای این است که شرکت ملت مسلمان در انتخابات گرم و داغ باشد.

امروز «مهرورزی» در یک سخنرانی داغ و پرماجرا، قرار گذاشت که به هر ایرانی بین 50 تا 70 هزار تومان «یارانه» بدهد. «هان ببین که ایران شد گلستانا!» اینکه برنامة چهار سال پیش کروبی بود! اصلاً بی‌جهت نیست که به کروبی می‌گویند‌ «شیخ ‌اصلاحات»! اصلاحات عین گلوله‌های عرق از سر و رویش می‌ریزد. و برای همین است که رأی نمی‌‌آورد!‌ ولی از آنجا که در مملکت ایران پول باید خرج آن‌هائی بشود که ایرانی نیستند، فکر می‌کنم احمدی‌نژاد هم قرار شده رأی نیاورد. و برای همین است که پول را از همین الان می‌دهد دست مردم. یعنی قرار می‌شود که پول به مردم بدهند؛ ولی از آنجا که رأی نمی‌آورد، حسن‌نیت «نظام» به اثبات می‌رسد، پولی هم خرج ملت نخواهد شد. آقا! به این می‌گویند «پولیتیک»!

پس باید حداقل «میرحسین» رأی بیاورد! ولی بعضی حزب‌الهی‌ها کار را خراب کرده‌اند، گویا به میرحسین می‌گویند «تخت‌جمشید»! کنایه‌ای است از «باستانی» بودن نظریات و برداشت‌های وی. ما به شدت مخالف‌ایم. ایشان با تخت‌جمشید هیچ ارتباطی ندارند. پایتخت یک مشت آتش‌پرست زندیق و خدانشناس به ایشان چه ارتباطی دارد؟ میرحسین خداترس، نمازخوان، روضه‌گیر، وضوگیر، و همه چیز «گیر» است. ایشان اصلاً به همه چیز «گیر» می‌دهند. در ثانی، تخت‌جمشید در خاک و بیابان افتاده، مراجع ندارد! مردم با تخت‌جمشید کاری ندارند. یک مشت توریست می‌روند و عکس می‌گیرند. تا حال دیده‌اید توریست‌ها با میرحسین عکس بگیرند؟ اصلاً و ابداً! توریست‌ها اگر ایشان را ببینند فرار می‌کنند و صنعت «جهانگردی» مختل می‌شود. مردم با فریاد «نه شیر شتر و نه دیدار عرب» به خانه‌های‌شان پناهنده شده در محل امن «سنگر» می‌گیرند. پس اگر کسی گفت تخت‌جمشید، از طرف امام راحل «توی دهانش بزنید!»

با این وجود ما پیشنهاد می‌کنیم که نام مناسبی برای «مهندس» پیدا کنند. تخت‌جمشید که دیدیم هیچ مناسب نیست؛ میرحسین هم که نشد اسم! باید اسمی پیدا کنیم که هم «اسلامی» باشد؛ هم نشان از قدمت و ثبات قدم داشته باشد؛ هم مراجع فراوان داشته باشد؛ هم در مرکز شهر تهران یعنی همانجائی قرار داشته باشد که میرحسین در خانه‌های امن زندگی می‌کند! بنده با در نظر گرفتن تمامی این «ویژگی‌ها» پیشنهاد می‌کنم که به ایشان بگوئیم «خلای مسجد شاه!» هم مراجع زیاد دارد؛ هم کسی در آن عکس نمی‌گیرد و زبان‌مان لال بی‌ناموسی نمی‌کند؛ هم از قدمت فراوان برخوردار است، و نهایت امر می‌دانیم که قسمتی است از فرهنگ و سنن جمکرانیان!

بله،‌ «خلای مسجد شاه» در کمال تأسف هنوز برنامة خود را اعلام نکرده. ولی می‌توان حدس زد که برنامة مفرح و آموزنده‌ای داشته باشند. و اگر دوستان نادان ایشان در برابر موفقیت‌های انتخاباتی سنگ‌اندازی نکنند، به فضل الهی «خلای مسجد شاه» به ریاست جمهوری جمکران نائل شده راه فلاح و صلاح را به امت مسلمان نشان خواهد داد. ما هم امیدواریم که همة نوزادان در روز رأی گیری بگویند: «ممه»!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

فیلترشکن‌های جدید24آوریل2009

www.usehere.info
www.skatepunk.co.uk
www.runhere.info
www.justwant.info
surfchamp.info
frenchproxy.info
www.justuse.info
freeservers.mw
snapxs.com
7sd.info
www.666surfer.info
surfvan.info
gateway.mw
bluetun.info
www.guardtunnel.com
www.freeproxy.co.in
australiaproxy.info
legalexplore.info
3hg.info
www.justkool.info
www.justfollow.info
revko.info
www.entersmart.info
www.yourin2.info
www.takethem.info
www.looklong.info
surfanonymously.cn
www.justany.info
5hg.info
ifilterfilters.info
www.youtubeunblock.org
googleprox.info
www.lookfirst.info
8sd.info
sopeladas.info
gotoinvisible.cn
7ip.info
www.lookfast.info
www.dragonballmovie.biz
bypass.mw
www.justneed.info
www.runmore.info
8ip.info
6sd.info
greentun.info
bobcool.info
bubbleset.com
www.runin.info
orkum.info
www.justgot.info

آوریل 1, 2009

«بیل» و فرهنگ!

دسته: جامعة ایران, سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 1:34 ب.ظ

امروز به چند سایت بسیار «محترم» سر زدم. از آن سایت‌ها که خیلی با ادب‌ هستند، و دستمال کاغذی را با دستمال کاغذی می‌گیرند که خدائی ناکرده دست‌شان کثیف نشود، و زبان‌مان لال دستمال کاغذی هم بو نگیرد! ‌ خلاصه پاستوریزة پاستوریزه!‌ یکی از این محصولات تمام پاستوریزة وطنی، سایت «بسیار فرهنگی» هفتان بود. این سایت خیلی «عمیق» بود و خلاصه اگر پای‌تان را آنجا می‌گذاشتید ممکن ‌بود یکهو غرق شوید. در این سایت بسیار فرهنگی و عمیق هیچ خبری از استعمار، سرکوب ملت‌ها، استبداد سیاسی حاکم بر کشور، زندان‌ها و زندانی‌ها، سانسور و خفقان و خلاصه تمامی مسائلی که روح آدم را می‌تواند رنج بدهد، نبود. در این سایت از این مسائل بی‌ارزش و مسخره سخنی نمی‌‌رفت. اولاً باید بدانیم که «شکراللهی»، صاحب امتیاز این سایت، همانطور که از اسمش پیداست، همه روزه شکر‌ «الله» می‌گذارد. ایشان فقط برای‌ مردم از «فرهنگ» می‌گفتند! فرهنگ‌های بزرگ، کوچک، آکبند، وارداتی و صادراتی! فرهنگ‌های پوس‌پیازی، لب‌شیرین، شفاف و … خلاصه بگوئیم، عین فرش و گلیم و پتو و لحاف از هر نوع که می‌خواستید «شکراللهی» برای‌تان «فرهنگ» داشت.

عین سوپر مارکت! فقط در این «سوپر» شما بجای نخود و لوبیا، فرهنگ «ابتیاع» می‌فرمودید، و از آنجا که فرهنگ در اینترنت «مجانی» شده، «سوپرشکراللهی» هم مجانی بود. در غیراینصورت عین دوران سابق باید چند صد تومانی «ورودی»، و چند هزار تومانی هم حق شرکت و وساطت و پاکشی و پااندازی و فتوکپی و غیره می‌دادید دست بابا! ولی خدا را شکر بیل‌گیتس راه و رسم زندگی را به این شکراللهی یاد داده بود. گویند شبی «بیل» به خواب‌اش آمده، گفت:

ـ سیدرضا چشماتو وا کن!

سیدرضا که تازه خوابش برده بود غرغری کرد و ماتحت مبارک‌اش را به «بیل» کرده، زیر سبیل‌های پرپشت‌اش گفت:

ـ خانم بگذار بخوابم!

«بیل» با عصبانیت تشر ‌زد:

ـ خانم چیه! آقای شکراللهی! ماتحت‌تان را به آمریکائی کرده‌اید؟ آن‌ها که اینکار را کردند خیلی از کردة خود پشیمان‌ شده‌اند. چشماتو واکن!

شکراللهی که «ماتحت» به گوشش خورده بود چشم‌هایش آناً باز ‌شده می‌گوید:

ـ آقای گیتس شما اینجا چه می‌کنید؟ ما فکر می‌کردیم که در آنسوی دجله مقام گزیده‌اید.

«بیل» که از تعارفات سیدرضا خیلی خوشش آمده، بادی در غبغب ‌انداخته می‌گوید:

ـ سید! خوشم میاد که بچة فهمیده‌ای هستی! ولی حالا وقت تعارف تکه پاره کردن نیست. بیا تا برایت بگویم «اسرار هستی، تا بی‌خبر نمیری در درد بت‌پرستی!»

سیدرضا چشم‌هایش را می‌مالد و قلب خود را «یک دل نه صد دل» در گرو سخنان آقای «بیل» می‌گذارد. گیتس هم برایش حسابی از «انفورماتیک» و کامیپوتر داستان می‌گوید و روح «شکنندة» سیدرضا را به عشق انفورماتیک و اینترنت می‌آلاید!

از آن شب پرماجرا تقریباً چهار سال می‌گذرد، و سیدرضا که کارش «لینک» دادن شده بود یواش یواش از اینکار بسیار خوشش آمد. هر روز لینک به این ور و آن ور می‌داد و بسته‌های «فرهنگی» برای ملت مسلمان و امام‌دوست و دولت‌پرست و انقلابی و «اسلامی» و غیرة ایران ارسال می‌کرد. کاری هم به «مسائل» دیگران نداشت. تا اینکه شبی دیگر باز «گیتس» سروکله‌اش پیدا شد، و گفت:

ـ سیدرضا چشماتو واکن!

سیدرضا که از ملاقات اول خیلی خوشش آمده بود آناً بلند شد و تعظیم بلندبالائی کرد. گیتس شکراللهی را گفت:

ـ خبه، خبه! زیاد تعظیم نکن!‌ ماتحت‌ات را بکن به من!

سیدرضا با تغیر پاسخ داد:

ـ آقای بیل شما که دفعة اول گفته بودید ماتحت‌ات را نکن به من!

گیتس جواب داد:

ـ اون «بیل گیتس» بود، من رابرت گیتس، وزیر دفاع هستم!

خلاصه کار به همانجا رسید که دیدیم. و از وقتی که ایشان ماتحت به گیتس کردند، سایت «فرهنگی» هفتان که خود را وقف علم و فرهنگ این مملکت کرده بود «فیلتر» شد! در یکی از آخرین «پست‌های» سایت هفتان می‌خوانیم:

«کابوس یک شرم تاریخی

کتاب‌خوان همان فیلمی بود که پس از شش سال غیبت، از کارگردان انگلیسی و گزیده‌کارش، استفن دالدری، انتظار داشتیم. پس از روایت دراماتیک دالدری در بیلی الیوت از پسرکی که استعداد شگرفی در رقص دارد و به دنبال آن خلق هزار توی پیچیده‌ای به نام «ساعت‌ها» که به بررسی زندگی سه زن در سه عصر به گونه‌ای بدیع و تجربه‌ نشده می‌پردازد، اینک درام پساجنگی کتاب‌خوان، [...] یادداشتی بر فیلم کتاب‌خوان ساخته‌ی اخیر استفن دالدری»

به‌، به! آدم حظ می‌کند! واقعاً اسم این خبررسانی را می‌بایست «کابوس» و «شرم تاریخی» هم می‌گذاشتند. در کشوری که کتابخوانی عملاً «جرم» است، و سال‌هاست جز مزخرفات تبلیغاتی در راه توجیه یک دین «من‌درآوردی» و یک مذهب کشک‌وپشمی عملاً کتابی چاپ نمی‌شود، فیلم «کتاب‌خوان» را هم حتماً می‌باید در رأس امور فرهنگی بگذاریم. آنهم فیلمی از «استفن دالدری» بدبخت که جزئیات کارش را یکی از عمله‌های پنهان و آشکار حکومت اسلامی روی سایت «فرهنگی» می‌گذارد! خلاصه پسرکی که استعداد در «رقص» هم دارد. شکراللهی حتماً می‌خواسته این پسرک بینوا را به جرم رقاصی و تحریک «حجج» اسلام به شلاق و زندان محکوم کند. بعد هم می‌رسیم به بررسی زندگی «سه زن» در سه عصر متفاوت. حتماً قضیة «خدیجه»، «فاطمه» و «زینب» باید باشد! و آخر کار باز هم «یادداشتی» است بر فیلم کتابخوان!

زمانیکه به این مقطع از «بررسی» عملیات «فرهنگی» امثال شکراللهی‌ها در جامعة ایران می‌رسیم واقعاً انسان از خودش خسته می‌شود و می‌خواهد گریبان بدرد. این «آدم‌نمایان» فکر می‌کنند با پنهان کردن سبیل و دماغ‌شان در ماتحت هایدگر و راسل می‌توان از چرخة انسان‌ستیز و فرهنگ‌کش یک حکومت دست‌نشاندة استعماری در جامعه «فاکتور» گرفت. در کشوری که یک چاقوکش بازار را به وزارت ارشاد اسلامی منصوب کرده‌اند، و یک فالانژ تیغ‌کش از نارمک رئیس جمهور شده، «شهرنشینان» باید هم آخرین خبرهای هنری «دالدری» را دریافت کنند! خوب است که همین امروز دری‌نجف‌آبادی، دادستان کل کشور جمکران‌زدة ایران، قوانینی بر علیه «اس‌ام‌اس‌» ضداخلاقی به تصویب رسانده!‌ می‌دانیم که حیف است از «فرهنگ‌هائی» بی‌نصیب بمانیم که حکومت به اصطلاح «انتخابی» این ملت، آنرا خلاف عفت و ضدارزش می‌شناسد. آقای شکراللهی بهتر است تکلیف‌شان را با حکومت امام زمان روشن کنند، و ما ملت را هم بیش از این‌ دست نیاندازند.

بعضی‌ها به ویترین‌سازی‌های «فرهنگی‌‌نمائی» و این روند ابله‌پرور در یک جامعة استعمارزده عنوان «فعالیت فرهنگی» داده‌اند! مسلماً امثال شکراللهی که سایت‌ فیلترشده‌اشان هنوز در رادیوزمانة «هلندی» با آن «آی‌پی‌های» انگلیسی به کاربران مرتباً چشمک می‌زند خودشان بهتر می‌دانند که کار از کجا آب می‌خورد؛ ما نمی‌گوئیم تا خودشان زبان باز کنند.

ولی اشتباه نکنیم! این روند هر چند به صورتی پنهان‌تر و نامرئی‌تر در دورة رژیم سابق نیز گام به گام دنبال می‌شد. به طور مثال فدوی، پس از سال‌های سال اقامت در خارج از کشور، زمانیکه فقط برای چند روز به تهران شاهنشاهی بازگشتم یکی از دوستان سابق در گوشم خواند: «آخرین آلبوم روی باکانان را شنیده‌ای؟» به او گفتم مرد حسابی من پس از هزار سال زندگی در مملکت روی‌باکانان فقط به این دلیل که شخصاً به این نوع موسیقی علاقه دارم با او آشنا شده‌ام، شما در گوشة شهر تهران با روی‌باکانان چکار دارید؟ خنده‌ای کرد و باافتخار بسیار گفت: «ما ایرانی‌ها همیشه بهترین را انتخاب می‌کنیم!» چند ماه بعد همین‌ها بار دیگر بهترین‌ را «انتخاب» کردند، و جماعتی که موسیقی روی‌باکانان گوش می‌داد رفت پای صندوق‌ تا به جمهوری اسلامی رأی مثبت بدهد! این است نتیجه و عاقبت فرار دادن جوانان و مردم کشور از فرهنگ اجتماعی خودشان. این حضرات که به قول بعضی‌ها «روی‌باکانان» گوش می‌کردند نمی‌دانستند که بیخ‌گوش‌شان آخوند جماعت از دنیا و مافیها چه برداشتی دارد. به این اعمال می‌گویند، خواب کردن یک ملت برای آنکه اجنبی هر چه بهتر آنان را در سرطویله زین‌شان کند و از گرده‌شان سواری بکشد.

شاید وقت آن رسیده باشد که فعالیت‌های فرهنگی از نو در یک جامعه تعریف شود. در جامعه‌ای که هر گونه سازندگی فرهنگی توسط یک حکومت دست‌نشانده متوقف مانده، با وارد کردن دقایق و جزئیات فرهنگ‌های‌ اجنبی نمی‌توان به روند فرهنگ‌سازی دست زد. این رویة احمقانه را پیشتر تجربه کرده‌اید و نه تنها ثمری نبردید که جامعه را هر چه بیشتر از درون تهی و پوچ کردید، و در برابر نفوذ امیال و خواست‌های اجنبی صدمه‌پذیرتر. کاری کردید که یک پیرمرد مفت‌گو خودش را به توصیة رادیو بی‌بی‌سی «رهبر» کشور معرفی کند! خلاصه در همینجا بگوئیم فرهنگ را باید تولید کرد. اگر جماعتی و ملتی فرهنگ «تولید» نمی‌کند، مسلم بدانیم که در حال تولید «بی‌فرهنگی» در مقیاسی بسیار گسترده است، و با توسل به ریش هایدگر و پشم دالدری نمی‌توان این اصل کلی را نادیده گرفت.

با این وجود امیدواریم که با بازگشت دوستان آقای شکراللهی به کانون قدرت دولت، سایت ایشان هم دوباره بازگشائی شود، و به «فعالیت‌های» سازنده و فرهنگی خود ادامه دهد. این سایت را اگر فیلتر کنند، و فردا مردم بخت‌برگشتة این مملکت به چنگیز مغول رأی مثبت ‌بدهند، آقای شکراللهی ادعا خواهند کرد که اگر سایت‌اشان فیلتر نشده بود کار به اینجاها نمی‌رسید!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

فیلترشکن‌های جدید1آوریل2009

yfzo.com
unblockingwebsites.info
randomip.info
hidemybooty.info
www.theprxe.info
www.proxymovies.info
www.mb22.info
www.proxymeets.info
www.proxypinky.info
www.filterbypassit.info
www.unblockmyspacenow.org
www.goofoffworld.info
www.myspaceprxe.info
uaccess.info
www.nowfunny.info
www.proxydonkey.info
www.mb24.info
www.checkfacebook.info
www.sneakyfreak.info
www.freepr0x.info
www.prxlock.info
www.ejbusiness.com
www.mb21.info
www.learndomain.net
www.mb15.info
www.mb19.info
colombo77.com
www.freeoffilters.info
www.filtafree.info
www.freesecureproxy.info
surfbig.info
www.proxyfiles.info
www.prxcover.info
0pm.biz
www.filterunblocka.info
www.fastprx.info
www.proxiez.org
www.mb29.info
www.newprx.info
www.easyprx.info
websiteredirect.info
www.mb13.info
projectbypass.info
www.freesurfin.info
911d.info
www.proxypassing.info
www.mb14.info
www.mb11.info
www.proxynorse.info
server.hideyourvisit.com

مارس 26, 2009

شیرین مک‌کوئین!

دسته: سیاست ایران, چرندیات — saeedsaman @ 1:29 ب.ظ

وقتی بچه بودیم تلویزیون اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر، هفته‌ای یک‌بار برای‌مان یک سریال بندتنبانی پخش می‌کرد به نام «جایزه بگیر»! این سریال خیلی زیبا بود، و در آن استیومک کوئین، هنرپیشه‌ای که خود از جمله مشاهیر «حسینی» دورة ما به شمار می‌رفت نقش اصلی را ایفا می‌کرد. همانطور که می‌توان حدس زد آقای مک‌کوئین در این فیلم کارشان «جایزه بگیری» بود. کاری بسیار مهم و پرمشقت! داستان‌های این سریال در دورة غرب وحشی می‌گذشت و در دیار بی‌قانونی. آقای مک‌کوئین جانیان، دزدان و آدمکشانی را که دولت برای سرشان جایزه گذاشته بود دستگیر می‌کردند و به پنجة قدرتمند قانون گرفتار می‌آوردند.

این فیلم ویژگی‌های عجیبی داشت. اول اینکه فیلم‌بردار کاری کرده بود تا آقای مک‌کوئین که مرد نسبتاً کوچک اندام و زپرتی و نحیفی به شمار می‌رفتند در این فیلم بسیار «رشید» می‌نمودند! ایشان در آغاز فیلم معمولاً با گام‌هائی مصمم در شرایطی که مهمیزهای بسیار محترم‌شان «جرینگ و جرینگ» بر روی پلکان چوبین و خاک‌گرفتة اتاقک‌های «غرب وحشی» صدا می‌کرد، چند گلوله از اسلحة مبارک شلیک می‌کردند تا «گربه را دم حجله» کشته باشند. بینندگان با دیدن این صحنه آناً «خود را اصلاح» می‌کردند و آماده می‌شدند برای «دفاع مقدس»!

ولی اشتباه نکنیم! آقای مک‌کوئین نه از آن جایزه‌بگیرهای لات و لوت و بی‌مروت و آدمکش که از جمله «فضلای»‌ غرب وحشی به شمار می‌رفتند. بسیار اتفاق می‌افتاد که ایشان برای کسب «چندرقاز» جایزه بجای کشتن جانیان بالفطره‌ای که به چنگ‌شان می‌افتادند، سعی می‌کردند تا اینان را زنده به دست قاضی‌القضات برسانند، و چه بسا که در این راه بارها جان عزیزشان را نیز به خطر می‌انداختند. خلاصه بگوئیم ایشان «پارة تن عموسام» و به تنهائی «یک ملت» بودند.

از جمله ویژگی‌های آقای مک‌کوئین در این سریال تلویزیونی، طپانچة عزیزشان بود! این طپانچه یک تفنگ وینچستر بود که قنداق و لوله‌اش را کارگردان بریده بود، درست به اندازة «ران محترم» آقای مک‌کوئین! هنگام نیاز به اسلحه، فقط کافی بود جایزه‌بگیر ما دستة طپانچه را به عقب فشار دهد تا لوله از غلاف در آمده و درست در مقابل سینة طرف قرار بگیرد. بعد هم می‌زدند پدرصاحاب بچه را در می‌آوردند! البته ویژگی دیگر این «طپانچه» برد بسیار زیاد آن بود، و چه بسا اتفاق می‌افتاد که یک جانی بالفطره از ایشان سریع‌تر هفت تیر می‌کشید، و در این شرایط آقای مک‌کوئین مادرقحبگی کرده فاصله‌شان را با جانی حفظ می‌فرمودند. آن بدبخت هر چه تیر می‌انداخت به ایشان نمی‌رسید ولی تفنگ وینچستر «لول‌بریدة» مک‌کوئین خیلی خوب مجرم را نشانه رفته یک گلولة داغ نصیب ملاجش می‌کرد. همانطور که می‌بینیم «فضل» ایشان و «وینچستر» کارگردان کارت‌های برنده در نبرد وی با «جنایت و فساد و فحشاء» بود. و به همین ترتیب جایزه‌بگیر ما از «ارزش‌ها» دفاع می‌کرد و تمامی مخالفان را از دم تیغ می‌گذراند.

البته در این راه از «ارشاد مفسدان» نیز غافل نمی‌ماندند. کم نبودند جنایتکارانی که پس از دهه‌ها آدمکشی فقط به دلیل چند دقیقه هم‌صحبتی با آقای مک‌کوئین، و تلمذ در محضر ایشان از این رو به آن رو می‌شدند، اسوه‌های «شهادت‌طلبی» و «حقیقت‌جوئی» از آب در می‌آمدند، و حتی دست به جانفشانی‌هائی می‌زدند که جایزه‌بگیر «فاضل»‌ ما را نیز کاملاً متحیر می‌کرد. البته این جانیان در آخر فیلم همه به دست این و آن، و بعضی اوقات حتی توسط طپانچة معروف شخص آقای کوئین به قتل می‌رسیدند. چرا که می‌بایست جزای جنایت‌های گذشته را کارگردان در محل کف دست‌شان می‌گذاشت، ولی چه باک! اینان با آنچه در آخرین دقایق فیلم انجام ‌داده بودند روح‌شان در آن دنیا قرین رحمت و عزت می‌شد. حتی در دقایق پایانی فیلم بینندگان صدای جانیان قتل‌عام شده را بخوبی در اتاق نشیمن می‌شنیدند که فریاد بر ‌آورده بودند: «دستت درد نکنه استیو مک‌کوئین!»

آقای کوئین در همین فیلم بعضی اوقات نقش قاضی و وکیل مدافع را نیز بر عهده می‌گرفتند، و بارها پیش می‌آمد که خطای «قاضی» یا حتی «فساد» دادگاه و کلانتر را بر ملا می‌کردند، و فراری بینوا را که به ناحق محکوم کرده بودند در افکارعمومی و در برابر دادگاه از هر گونه جرمی مبرا کرده، از وی اعادة حیثیت می‌نمودند! البته این خدمات دیگر مجانی ارائه می‌شد، و جایزه‌ای برای اعادة حیثیت به ایشان تعلق نمی‌گرفت. ولی شما فکر می‌کنید آقای کوئین به دنبال پول بود؟ نزد ایشان پول کوچک‌ترین ارزشی نداشت.

با این وجود «فضائل» آقای کوئین به این مختصر محدود نمی‌ماند. ایشان دریائی بودند از فضیلت و علم و دانش! نه تنها در امور همیاری‌های اجتماعی، دستگیری از بیوگان و مستمندان، مشاوره‌های بالینی، تربیت اطفال و نشان دادن راه درست و انسانی «جایزه ‌بگیری» به دیگر همکاران‌شان الگوئی بین‌المللی به شمار می‌رفتند که حتی در کف‌بینی و فالگیری و چهره‌شناسی نیز زبانزد خاص و عام بودند. برخی اوقات حتی رموز شوهرداری را برای زنان و دختران بازگو می‌کردند، و در مورد رفتار با سر و همسر الگوئی الهی بودند! خلاصه بگوئیم ایشان نوعی از انواع «ولی‌فقیه» بودند که با کلاه کابوئی و طپانچه و پهن و پشگل، برای ما ملت هر هفته یکی از داستان‌های انسانی غرب وحشی را بر صفحة تلویزیون زنده می‌فرمودند. فقط این سئوال باقی می‌ماند که آقای مک‌کوئین با اینهمه فضائل و احاطه بر امور مادی و معنوی جهان چرا از راه جایزه ‌بگیری و آدمکشی زندگی می‌گذراندند؟ بله، در آنروزها این سئوال به ذهن بینندگان خطور نمی‌کرد.

ولی باید قبول کرد که این سئوالات نمی‌توانست محلی برای مطرح شدن داشته باشد؛ کلاه‌ کابوئی برای بینندگان محتوا را «توضیح» ‌داده بود. این کلاه و آن «طپانچه» نشان می‌داد که در سرزمین رویائی غرب وحشی حتی آدمکشان فیلسوف و فاضل‌اند. و اگر به این کلاه کابوئی چند گیلاس ویسکی ناب و داغ، یک کافة خاک‌گرفته و بوی پشگل و پهن و حدوداً ده تا بیست عدد مگس سمج و پشت‌ سبز اضافه می‌کردید، مبارزه برای دمکراسی و حقوق‌بشر و خصوصاً رویاروئی با کمونیست‌های خدانشناس کامل می‌شد. اصلاً پولیت‌بورو در همان دوره‌ مصوبه‌ای داده بود که بر اساس آن آقای کوئین از طرفداران تروتسکی به شمار می‌رفت و حق نداشت پای به سرزمین مقدس بلشویسم بگذارد. آقای کوئین هم گفته بود: «مرده‌شور خودتان را ببرند، با آن کلاه‌های آستراخان. من می‌روم خدمت اعلیحضرت!»

البته آقای کوئین حق داشت! خدمت اعلیحضرت نه تنها آب و هوا خوش بود، که عطر دل‌نواز نفت‌خام مشام ایشان را همه روزه نوازش می‌داد. می‌توانستند در هنگام ارشاد مسلمین، و تربیت اطفال و فالگیری و کف‌بینی، چند بشکه نفت خام هم میل کنند. گلوله‌هایشان را هم می‌زدند توی سر ما ملت، تا چشم‌مان کور هر هفته دم تلویزیون صف نکشیم ماجراهای آقای کوئین را نگاه کنیم. ولی ایشان در خواب غفلت بودند،‌ و نمی‌دانستند که در ایران زمین «کسائی» برای‌شان یک شعر سروده که تمام گیلاس‌ ویسکی‌ها به جان‌شان حرام خواهد ‌شد. کسائی می‌فرماید:

حرامست می در جهان سر به سر
اگر پهلوان‌ ا‌ست اگر پیشه‌ور

البته کسائی در این بیت به پیشة «جایزه ‌بگیری» اشاره نکرده، ولی آقای کوئین با شنیدن ندای وی خیلی خیط ‌شدند و ‌فهمیدند که باید بروند پی کارشان! از قدیم گفته‌اند: «خیط‌الرقبه» را خور جایز مباد. البته معنای «خیط‌الرقبه» را می‌گذاریم به عهدة خوانندگان ولی خلاصة کلام، کسائی آقای کوئین را «خیط» کرد، و ما ملت با تکیه بر او به ایشان فهماندیم که «نه شرقی، نه غربی، حکومت اسلامی!»

اینجا بود که آقای کوئین، به ما ملت همان کلکی را زدند که زبان‌مان لال به جنایتکاران در فیلم‌ها می‌زدند: فاصله‌اشان را زیاد کردند، تا تیر ما ملت به قلب‌شان ننشیند، ولی با همان تفنگ لول‌بریدة کذا ـ عین گربة دم‌ بریده ـ از دور ما را 30 سالی است که مرتباً با گلوله می‌زنند. چند نفر هم کارگزار داخلی دارند! این‌ها ملت را «مجتمع» می‌کنند تا در حد امکان در تیررس تفنگ لول‌بریدة ایشان قرار بگیرند، بعد هم آقای مک‌کوئین با خیال راحت گلوله را صاف می‌زنند در ملاج‌مان! می‌بینیم که در همان فیلم کوتاه و چند دقیقه‌ای عملاً تمامی داستان زندگی ما ملت با تاریخی چند هزار ساله به روی صفحة تلویزیون می‌آمد. کافی بود چشم‌ بینا می‌داشتیم و گوش شنوا! ولی اگر چشم بینا می‌داشتیم که وقت‌مان را به آقای مک‌کوئین نمی‌دادیم! بله، خلاصه بگوئیم مشکلات یکی و دو تا نیست. ما هم اصلاً نمی‌خواستیم امروز از جایزه‌بگیران و آقای مک‌کوئین بگوئیم، اشتباهی پیش آمده و می‌بخشید!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

فیلترشکن‌های جدید26مارس2009

www.bestcalculator.info
www.geologysite.info
www.holypower.info
www.usertunnel.info
www.beehide.com
www.doctorphil.info
www.plusscience.info
www.windowsforumhelp.com
yourwindow.info
hidestuff.info
www.youtubeseven.info
www.6yy6.info
rightkey.info
www.mydebtlower.info
www.bankingnow.info
www.istartedawebsite.com
seesites.info
www.h4ft.info
www.digitaltunnel.info
www.collegetoday.info
www.loadurl.info
www.craftsolutions.info
www.youtubesix.info
www.computerreserve.info
www.asd3.info
www.completetribe.com
guessed.info
www.gridsolutions.info
www.freeproxynow.com
www.englishmax.info
magicmyspace.info
anopen.info
reviews-blog.net
www.toolhardware.info
www.joomfly.com
www.collegeinvestment.info
www.discostream.com
surfonly.info
www.youtubefive.info
www.34ts.info
www.recreated-designs.com
7prox.info
www.teachertoday.info
www.branchlibrary.info
www.militarycollege.info
www.countypets.info
www.youtubethree.info
www.watchten.info
dezrt.com
gustr.com

مارس 23, 2009

«جنگ و صلح» دینی!

دسته: چرندیات — saeedsaman @ 12:02 ب.ظ

بالاخره امروز چشم ما به جمال حضرت تلویزیون فارسی «بی‌بی‌سی» روشن شد!‌ قبلاً هر چه تلاش کردیم به دلائل فنی و غیرفنی از دریافت این تلویزیون سرنوشت‌ساز بر روی شبکة اینترنت عاجز بودیم. ولی خوب پس از مدتی نگریستن به برنامة «خبری» این شبکه آناً به یاد کسائی، شاعر ایران زمین افتادیم که می‌فرماید:

از لب جوی عدوی تو بر آمد ز نخست
زین سبب کاسته و زرد و نوان باشد نال

خلاصه بگوئیم «بی‌بی‌سی» خیلی وضعش خراب است. و ما فکر می‌کنیم کسائی، بیت بالا را در وصف همین تلویزیون سروده باشد. ولی به آنان که به دلیل عدم شناخت کافی از زبان سابق فارسی، دقایق بیت بالا را درست دریافت نمی‌کنند توصیه می‌کنیم به صاحب‌نظران اتکاء کنند! به قول آندسته از صاحب‌نظران که در امور «فرهنگ و هنر» خبره‌اند، در تعطیلات نوروزی باید «آناکارنینا» خواند!‌ و در هر حال مثل رهبران و اعضاء «اوپوزیسیون» وبلاگ سعیدسامان را نیز با فیلترشکن بخوانید.

اصلاً شوخی در کار نیست! تعجب نکنید، سایت وجاهت‌گستر «مهرنیوز» امروز مطلب مفصلی در مورد کتابخوانی به چاپ رسانده. و آنچه در بالا آمد فقط یک جمله از سرچشمة «نشاط و شادی» مهرنیوز برای ایام نوروزی ماست! می‌دانیم که این سایت از نظر «فرهنگی» خیلی فعال است، و آخرین خبرها در مورد حل‌المسائل حجج اسلام، و «پوزیسیون‌های» حلال هنگام جماع با مرغ و ماهی را همه روزه می‌توانید در بخش «دین‌واندیشة» این سایت پیدا کنید. اصلاً از شما چه پنهان از وقتی که فدوی با دقایق حل‌المسائل امام راحل آشنا شد، دیگر جرأت ندارد از حوالی مرغدانی‌ها و یا ساحل دریا عبور کند. دنیا را چه دیدید؟ اگر بخواهند به ما انگی بزنند، آناً در صف پیروان امام راحل قرار می‌گیریم و یک عکس دیجیتالی نیز هنگام «فریب» ماکیان و ماهیان در اینترنت از ما مونتاژ می‌کنند. بیا و درستش کن! جان عزیزتان، من اصلاً مدت‌هاست که لب به مرغ و ماهی نمی‌زنم. اصلاً به این فکر افتاده‌ام که مثل کره‌ای‌ها باید چلوکباب سگ خورد؛ سگ در دین امام راحل نجس است و کسی نمی‌تواند به شما از این «انگ‌ها» بزند. به همین دلیل سگ همسایه همیشه با نگاهی شماتت‌بار مرا ورانداز می‌کند، زیرلب «غرغری» هم تحویل می‌دهد! گویا از مسائل پشت‌پرده با خبر شده.

بله بازگردیم به مهرنیوز که در مطلبی بسیار «فرهنگ‌پرور» دین خود را در راه عروج فرهنگی جامعه به نحو احسن ادا کرده، و یک «فهرست» از کتب قابل مطالعه در تعطیلات ایام نوروزی در اختیار «امت» امام راحل گذاشته! در این «گزارش» از گروهی «قلم‌فرسایان» که در عین حال «رژیم‌ترسایان» هم باید باشند، دعوت به عمل آمده که «نظر» خود را در مورد کتب «قابل مطالعه» و «لذتبخش» در ایام نوروزی ارائه دهند! می‌دانیم که «کتب» خواندن در حکومت اسلامی می‌باید تحت نظر «اهل‌فن» صورت گیرد، و از آنجا که از صدقة سر این حکومت عملاً سال‌هاست در مملکت کتابی به چاپ نرسیده، ابوتراب خسروی مطالعة آثار کلاسیک تولستوی و داستایفسکی را که مسلماً در رژیم گذشته به فارسی ترجمه شده، و صدها نسخه‌اش را می‌توان در کتابخانه‌های عمه‌خانم‌ها و عموجان‌ها و یا کتابفروشی‌های محله پیدا کرد، در ایام نوروزی «لذتبخش» می‌دانند! مزاحم دولت هم نمی‌شوید، مسئلة کمبود کتاب و کاغذ و ممیزی و کثافتکاری وزارت ارشاد هم مطرح نمی‌شود!

«وی [خسروی] یادآور شد: فکر می‌کنم در ایام فراغتی مانند نوروز، لذتبخش‌ترین نوع ادبی برای مطالعه، رمان‌های کلاسیک است.»
مهرنیوز، «کتاب و نوروز 88»، دوم فروردین‌ماه 1388

بله، مثلاً در «جنایت و مکافات» اثر داستایفسکی، آنجا که «راسکول‌نیکف» عاشق «سونیای» روسپی می‌شود، و یک پیرزن نزول‌خوار را می‌کشد، «انسان» واقعاً به یاد حکومت اسلامی می‌افتد؛ سه رکن اصلی اسلام، «روسپی»، «نزولخور» و «دیوانه» در این «کتاب» نقش‌های اصلی را عهده ‌دارند. و همه نیز «عاقبت به خیر» می‌شوند؛ البته نزولخور می‌میرد، ولی مهم نیست! بچه‌هایش می‌روند در امارات دفتر نزولخوری باز می‌کنند!‌ ولی «سونیای» روسپی شفای عاجل می‌یابد و به صراط مستقیم هدایت می‌شود! به احتمال زیاد به نماز جمعه می‌رود و در شبکة جذب نیروهای «مؤمن» فعال خواهد شد. «راسکول نیکف» قاتل هم که دانشجو است! تکلیف‌اش روشن است به زندان می‌افتد، بعد هم می‌رود به منطقة سیبری ـ آنروزها سیبری «آمریکای» روسیة تزاری بود ـ و در «ام‌. آی. تی» سیبری، به «اپوزیسیون» نانخور آمریکا می‌پیوندد! این تصاویر به عقیدة شما اگر «اسلامی» نیست، چیست؟

ولی شاید بهتر باشد از «جنگ و صلح» هم بگوئیم، ما اصلاً فکر می‌کنیم نویسندگان «رژیم‌ترس» می‌باید با الهام از تولستوی یک اثر جاودان به نام «جنگ ‌تحمیلی و صلح‌ تحمیلی» به رشتة تحریر در آورند. تا این «اثر» جای «جنگ‌وصلح» را بگیرد. صحیح نیست حال که ما اینهمه «استقلال» و «عزت» پیدا کرده‌ایم، «جنگ‌ و صلح‌» تولستوی را بخوانیم! مگر در صدر اسلام جنگ نبوده؟ چرا حالا باید آقای تولستوی با آن زن بی‌حجابش برای ما «جنگ» بنویسد؟ امت تحت رهبری امام، هم جنگ کرد و هم صلح! هر چند هر دو را باخت، ولی هر دو اسلامی بود! من اصلاً یواش یواش به این نتیجه‌ رسیده‌ام که این آقای خسروی باید ضدانقلاب باشد. به همین دلیل است که جوانان کشور را اینچنین گمراه می‌کند، و به سوی سراب‌ فریبندة ارزش‌های غربی و فحشاء و زیورآلات و بی‌حجابی و … سوق می‌دهد! آقا هل نده! ایشان ضدانقلابی‌گری را از حد و مرز هم می‌گذرانند و می‌فرمایند:

«[...] خواندن آثار داستایفسکی در هر زمان لذتبخش است و دیگر اینکه لذت خواندن را در زمانه‌ای که کتابی جذاب و خواندنی منتشر نمی‌شود، دوباره به ما می‌چشاند.»

به‌، به، اول بی‌حجابی بود! حالا می‌خواهند «لذت» هم بچشند! یادشان رفته کجا هستیم و برای چه آمده‌ایم. مقصودشان حتماً از «زمانه‌ای که کتابی منتشر نمی‌شود»، دورة دولت مهرورزی است. ما می‌گوئیم اصلاً همین ضدانقلاب بود که «انقلاب» کرد! و کار ما ملت اینچنین قمر در عقرب شد. حالا که صحبت از عقرب شد، در اخبار آمده که بیوة محترمة امام راحل نیز به ایشان پیوستند! نمی‌دانم جام کذا را سر کشیده بودند یا همچون حسین تشنه لب رفتند. ما هم به امام امت تسلیت می‌گوئیم! خلاصه مرخصی چندین ساله تمام شد، عیال از راه می‌رسد و امیدواریم که بتوانند در آن دنیا از دست ایشان جان‌ سالم به در ببرند. ولی به دلیل همین فقدان، همة مقامات فعلاً در کار بیوة امام هستند. یکی بر ایشان نماز می‌گذارد، آن یکی پیام می‌فرستد، بقیه هم عکس می‌اندازند! حتی میرحسین موسوی هم پیام فرستاده!‌ غلط نکنم قرار شده همین «میرحسین» را از صندوق‌های مارگیری بکشند بیرون؛ هنوز خبری نشده «تمرین» مقام رسمی می‌کند. یا زبان‌مان لال بیوة امام را از نزدیک می‌شناخته! حالا اگر رفسنجانی و خامنه‌ای باشند مهم نیست، یکی ریش ندارد، آن یکی هم دست! درست است که بیوه، میوه است، ولی حالا که از دارفانی رفته‌‌، شما که هم دست دارید و هم یک تپه ریش غلط می‌کنید برای بیوة امام پیام می‌فرستید. اصلاً امام از همان دنیا فرمودند:

نسبت بدان سبب بگرفتند این گروه
کز جهل می نسب نشناسند از سبب

جبرئیل را پرسیدیم، چرا امام پرت و پلا می‌گوید؟ فرمود: تعجب نکنید! ایشان از دیرباز همین کرده‌اند، ولی آنچه در بالا آمد از ناصرخسرو قبادیانی است. ناصرخسرو ایشان را در آن دنیا بس به ادبیات و زبان فارسی نواخته‌اند، و امام فارسی خوب یاد گرفتندی و دیگر «چه و چه» نکردندی! پرسیدیم، حال‌شان چطور است؟ گفت تا امروز خوب بود، ولی یک‌باره متغیر شده‌ و مرتب فحش می‌دهند به این موسوی! ما فکر می‌کنیم کاملاً حق دارد! این «میرحسین» اصلاً سبب می‌ نشناسد از نسب!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

فیلترشکن‌های جدید23مارس2009

www.iranonymouse.info
4×8.org
www.collegeinvestment.info
www.bestsecureproxy.info
www.300sx.info
www.hwlive.info
www.bypassfilterz.info
www.jesussavesnow.info
www.10v.pl
www.streamseven.info
www.streamfive.info
www.freeproxynow.com
shh7.info
www.freedomtowww.info
magicmyspace.info
www.vodo.info
www.xta3.info
www.collegeplan.info
www.6yu.info
www.businessmonthly.info
www.productpromotion.info
www.countypets.info
www.sciencerecords.info
www.valleylibrary.info
www.holypower.info
www.xinproxy.com
www.freegraphs.info
www.checkbebo.info
www.surftwo.info
www.technologycollege.info
www.surfone.info
www.surfan0n.info
www.branchlibrary.info
www.yourprofessor.info
www.fastereight.info
www.vefo.info
shh3.info
www.watchsix.info
www.acceess-line.info
www.surffour.info
www.proxybypass3r.info
www.34ts.info
www.fasterten.info
www.bestwebprox.info
www.streamtwo.info
www.adulthelper.info
www.asd3.info
www.sciencelibrary.info
www.streameight.info
www.an0nymous.info

فوریه 13, 2009

وبلاگ استون!

دسته: چرندیات — saeedsaman @ 12:21 ب.ظ

چقدر سعادتمند هستیم! امروز فهمیدیم که آقای میلیبند، وزیر امورخارجة علیاحضرت ملکة انگلستان و ویلز و منچستر و اسکاتلند و ده بالا و قصبة پائین و «غیره»، وبلاگ می‌نویسند! آقا! ما همینجا گفته باشیم، این وبلاگ‌نویسی آخر سر کار دست مردم خواهد داد. وقتی میلیبند وبلاگ می‌نویسد، باید فهمید که «نون توشه!» آقای میلیبند را دستکم نگیرید، ایشان از سنین نوجوانی عین محسن سازگارای خودمان پیشرفت فراوان کردند، و حسابی «توی دهن این و آن زده‌ا‌ند». «پاپا میلیبند»، که «یک پا کفش یک پا گیوه» از اروپای شرقی با هزاران امید و آرزو به بریتانیای کبیر آمده بود فرزند دل‌بندش را داد دست حزب‌کارگر و گفت: «جان شما، جان دیوید!»

حزب کارگر هم همانطور که از اسمش بر می‌آید با کسی شوخی ندارد، و مسئلة «کار» است و «کارگری»؛ رئیس «حزب کارگر» گفت: «پاپا میلیبند! خیال‌تان راحت باشد، قضیه را بسپرید دست ما.» «پاپاجان» گفتند: یا حضرت «سر»، ما نیامده‌ایم اینجا که دیوید دربان روسپی‌خانه بشود. برای دیوید آرزوهای بزرگ داریم، و برای همین هم آمدیم به کشور شما که نویسندة نامداری چون چارلز دیکنز سال‌ها پیش «آرزوهای بزرگ» را نوشته! آقای «حزب کارگر» که گوله گوله اشک‌ می‌ریخت، پس از پاک کردن گونه‌هایش در جواب «پاپا میلیبند» گفت: اصلاً چارلز خودش هم عضو برجسته‌ای از حزب کارگر بوده. در کتاب‌هایش این را نگفته، ولی ما همیشه از آثار وی در راه مبارزات کارگری الهام می‌گیریم. بله، این بود داستان میلیبند و بعد هم رسیدیم به اینجا.

که امروز ایشان در وبلاگ‌شان چیزهای خیلی عجیبی نوشته بودند، با وجود اینکه با «آرزوهای بزرگ» هم آنقدرها فاصله نداشت. ولی خوب از حق نگذریم، ایشان حتماً به دلیل موفقیت بزرگی که نصیب وبلاگ احمدی‌نژاد شده خودشان رفته‌اند تو کار وبلاگ! دیگران می‌نویسند، ایشان هم بادش را می‌اندازد توی غبغب، عکس غبغب‌شان را هم می‌گذارند توی وبلاگ!‌ اصلاً وزیر امورخارجه که وبلاگ نمی‌نویسد، این وزیرها سخنرانی‌هایشان را هم می‌دهند همان چارلز دیکنز. مگر «شهر هرت» است؟ حالا نگویند که فلانی مقصودش از «هرت» هرات بود، و به مسلمانان هرات بی‌احترامی کرد، و خلاصه از این حرف‌ها. «شهر هرت» قبل از هرات وجود داشته، و به احتمال زیاد به صدراسلام بر می‌گردد و به سنت آنحضرت!

بگذریم و برویم سر کار و زندگی میلیبند. بله ایشان حق و حساب باید بگیرند، در آذربایجان و گرجستان جنگ و گرفتاری دارند، نان مردم را باید در دنیا آجر کنند، و خلاصه این‌کارها وقت می‌خواهد. چارلز دیکنز هم از هزار سال پیش در انگلستان وبلاگ می‌نویسد، بعد هم چاپ می‌کند برای «پیروان‌اش»! مثلاً امروز از قول «بی‌بی‌سی» که هیچ ارتباطی با دولت انگلستان ندارد، مستقل است، و هر گونه پیروی از سیاست انگلیس را شدیداً «تکذیب» می‌کند، آقای «دیکنز» از قول آقای میلیبند می‌گویند:

«از انقلاب اسلامی[...] به این سو روابط میان ایران و غرب با بی‌اعتمادی و خصومت شدید مشخص شده است. زمان‌هائی بوده است که لفاظی‌ها و اقدامات انقلابی اصلا قابل قبول نبوده است. وقتی این حرف را می‌زنیم، متهم می‌شویم که در امور داخلی ایران دخالت کرده‌ایم یا تلاش داریم منکر حق مردم ایران برای داشتن انرژی هسته‌ای شویم.»

می‌بینیم که این میلیبند خیلی زرنگ شده. اولاً که مترجم متن انگلیسی به فارسی باید همان «چارلز دیکنز» باشد، چرا که فارسی را به سختی «تکلم» می‌کند، و مفهوم جملات را باید «حدس» زد! با این وجود ما مزاحم «چارلز دیکنز» نمی‌شویم، حدس می‌زنیم آقای میلیبند مقصودشان از عبارت «زمان‌هائی بوده است»، این بوده که «در مقاطعی»!‌ و خلاصه در مقاطعی گویا «داد و فریاد و اقدامات انقلابی» آخوندها در حکومت اسلامی برای ایشان قابل قبول نبوده! خوب به ما چه مربوط است، مال بد بیخ ریش صاحب‌اش!‌ شما خودتان کودتا کردید ارتش و شهربانی و ساواک را دادید به آخوندها، حالا چرا ما ملت را تهدید می‌کنید؟ «قابل‌قبول نبوده است؟» چشم‌تان کور می‌خواستید «نوع قابل‌قبول‌اش را بیاورید!» مگر از ما پرسیدید که چه می‌خواهیم؟ شما هرروز ماشاالله قصاب‌ها را از سفارت انگلیس به خیابان ‌فرستادید تا مردم را با چاقو و چماق بزنند و نوعی حکومت «غیرقابل قبول» سر کار بیاورند! باید دچار بیماری روانی «خودآزاری» باشید. البته به قول خودتان «زمانی‌هائی بوده بود» که این نوع حکومت قابل قبول «می‌بوده بوده»! ولی حالا نیست!‌ یعنی «این زمان‌ها» دیگر «آن زمان‌ها» نیست؛ حالا دست‌تان افتاده زیرسنگ مدودف سگ‌مصب و مرتب می‌زند توی سرتان! پریده‌اید پاچة نوکران‌تان را در جمکران گرفته‌اید.

بعد هم این مسئلة نیروی هسته‌ای چیست باباجان؟ اگر خودتان نمی‌دانید از چارلز دیکنز بپرسید! این آخوندها زندگی‌شان در گرو صدگرم گوشت آبگوشتی و بیست‌گرم گوشت «لاپا» و دنبلان است؛ این‌ها نیروگاه هسته‌ای سرشان نمی‌شود. نیروگاه «تخمی» باشد می‌خواهند، ولی «هسته» دوست ندارند. تخم بی‌هسته برای‌شان بفرستید. شما که پدرتان اهل اروپای شرقی بود و مادرتان هم از اهالی همان «ده‌بالا»، آقائی کنید باباجان و حرف توی دهن این پدرسوخته‌ها نگذارید. این‌ها برای لفت و لیس و پدرسوختگی و پاچه‌ورمالیدگی آمدند به دنبال «علیاحضرت»، و شما هم که قربان‌ات بروم خوب زبان این ملت خاک‌برسر را بلدی، نه گذاشتی و نه برداشتی، تا ته فرو کردی به جماعت. نه تنها اسلام، که آخوندها را هم درسته شاف ملت کردی. و به همراهشان مجاهد و فدائی و توده‌ای و حزب‌اللهی و شاه‌الهی و همه جورش را هم درست کردی گذاشتی دم در. پدرمان را تا ابد در آوردی باباجان، از دست یکی خلاص شویم، تازه می‌افتیم توی چاه آن یکی! واقعاً این چارلز دیکنز از نظر ادبی و لغوی قهرمان بزرگی باید باشد.

ولی زبان‌مان لال هر که ادعا کند شما در امور داخلی ایران دخالت می‌کنید، دروغ محض می‌گوید. شما اصلاً در امور داخلی خودتان هم دخالت نمی‌کنید. مگر همین «بی‌بی‌سی» نیست که «مستقل» شده؛ تازه پولش را هم از شما و «پاپاجان» می‌گیرد. شما اصلاً در هیچکاری دخالت نمی‌کنید، یعنی از وقتی که چارلز دیکنز «آرزوهای بزرگ» را نوشت شما در کار دیگران دخالت نکرده‌اید. بنده ضامن! به مزخرفات این‌ها اصلاً گوش نکنید، اعصاب‌تان را خورد می‌کنند، اگر هم مثل سابق «داد و فریاد و اقدامات انقلابی» کردند، عین همان روزهای خوش 22 بهمن چاقوکش‌های‌تان را بفرستید که «بزنند توی دهان‌شان!» قلم‌ها را اصلاح کنند، نویسنده‌ها هم خودشان را اصلاح می‌کنند، و سلمانی‌ها هم سرشان را اصلاح می‌کنند، و اصولاً این انقلاب مدیون قشر سلمانی خواهد شد. اگر این قشر نبود این «انقلاب هم حادث نمی‌شد!» می‌بینید که ما هم مثل چارلز دیکنز فارسی می‌نویسیم. حادث هم از حدوث می‌آید که خود از بد حادثه بر سر ما فرو افتاد. بله، برگردیم سر وبلاگ وزیر محترم امور خارجة انگلستان!‌ ایشان می‌فرمایند که جرج بوش رفته و اینک «باراک اوباما» خلاصه می‌خواهد «چنج» ایجاد کند، و گویا جمکران هم صدای زنگوله‌های گلة «چنج» را شنیده!‌ «دیلینگ»، «دیلینگ»! و در ادامه می‌فرمایند:

«اما سخنان آقای احمدی نژاد [ در 22 بهمن] در این باره در حالی ایراد می‌شد که جمعیت حاضر شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر می‌دادند که خود نشان می‌دهد ما برای رسیدن به تغییر واقعی راه درازی در پیش داریم»

ما هم فکر می‌کنیم راه باید «خیلی دراز» باشد. ولی از قدیم می‌گفتند: «راه باز است و جاده دراز!» در نتیجه راه شما که «باز» است، اقبال‌تان هم «دراز» است، ولی آنچه «خیلی دراز» است، به ما مربوط می‌شود و به احمدی‌نژاد هم مربوط نمی‌شود. همانطور که فرمودید «جمعیت» شعار می‌دادند «مرگ بر آمریکا»! خیلی کار خوبی می‌کردند! چون اگر این «جمعیت» می‌گفت «درود بر آمریکا» حالا شما باید در وبلاگ‌تان توضیح می‌دادید که اینهمه بدبختی را چرا آمریکائی‌ها با کمک آخوندها و شماها بر سر ما مردم ایران آورده‌اند! ولی حالا نه تنها پدرمان را درآوردید که طلبکار هم شدید، تازه لات‌های سفارتخانه را هم می‌فرستید در تظاهرات و شلوغی‌ها برای‌مان «مرگ بر آمریکا» بخوانند. یک عده‌ای هم در اوین «مرگ بر آمریکا» می‌رقصند، البته بعد از اینکه خوب جگرشان را کباب کردید. به این می‌گویند سیاست درست و ریشه‌دار، و الحق که به شما می‌گویند سیاستمدار بی‌پدرومادر و پدرسوخته!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

فیلترشکن‌های جدید13فوریه2009

upth.info
lgl.lu
proxy-a.info
hidebis.info
www.3×6.nl
dosc.info
neur.info
s-i-n.us
www.yfilter.info
petu.info
www.proxytheme.info
www.ratemysnowman.org
www.akund.com
www.tthan.com
www.off-highway.org
www.bestlog.info
www.hidebiz.info
www.cfilter.info
www.qabbits.com
www.betterlook.info
www.proximious.cn
www.helpblock.org
www.helpblock.net
www.qopv.com
www.streamingdvd.info
rebr.info
proxyrapide.com
proxy-i.info
www.bfilter.info
www.selfhide.com
www.starcod.info
www.quakevent.com
www.bypassthat.info
www.untamed.co.uk
www.fastcarracing.info
www.pfilter.info
mondrean.com
paxdoo.info/0_o.php
www.preoxi.info
www.infofreedom.info
ansl.info
cadg.info
adun.info
butl.info
bauc.info
neot.info
proximize.me
derw.info
www.netrover.info
proxyfever.info

ژانویه 29, 2009

انگولک‌چی و «مبارزات»!

دسته: چرندیات — saeedsaman @ 12:37 ب.ظ

بی‌بی‌سی ـ اوباما از ایران خواست مشت گره کرده را کنار بگذارد
انگولک‌چی ـ و لب‌های غنچه‌ای را بیاورد جلو!

بی‌بی‌سی ـ منطق «مرغ و تخم مرغ» در مناسبات «خصمانة» ایران و آمریکا
انگولک‌چی ـ و منطق «خر و کره‌خر» در مناسبات «دوستانة» امام و امت!

بی‌بی‌سی ـ احمدی‌نژاد: آمریکا از ایران عذرخواهی کند
انگولک‌چی ـ که ایشان را در دانشگاه کلمبیا «فریب» داد!

بی‌بی‌سی ـ گیتس: افغانستان بزرگ‌ترین چالش آمریکاست
انگولک‌چی ـ و تریاک‌اش حرف ندارد!

بی‌بی‌سی ـ دیدار هیات پارلمانی ایران از بریتانیا به دعوت مجلس عوام
انگولک‌چی ـ در ادامة «مبارزه» با آمریکا صورت گرفت!

بی‌بی‌سی ـ انتقاد از تولید کالاهای تقلبی در چین
انگولک‌چی ـ اصلاً این چینی‌ها کمونیسم تقلبی هم ساختند!

بی‌بی‌سی ـ نیویورک تایمز: اوباما از کرزای چه می‌خواهد؟
انگولک‌چی ـ انتظارات نامشروع دارد!

رادیوفردا ـ اوباما: مردم آمریکا دشمن کشورهای مسلمان نیستند
انگولک‌چی ـ فقط دولت آمریکاست که قاتل نفت شماست!

رادیوفردا ـ حل مسئلة افغانستان در گرو همکاری ايران
انگولک‌چی ـ همکاری ایران هم در گرو دستور آمریکا

رادیوفردا ـ وضعیت بهائیان رو به وخامت گذاشته است
انگولک‌چی ـ در عوض وضعیت غیربهائیان خیلی خوب شده!

رادیوفردا ـ رابرت ردفورد بار ديگر «پشت دوربين» قرار می‌گيرد
انگولک‌چی ـ «پشت» مهم نیست، «جلوی دوربین» نیاید!

رادیوفردا ـ میلیونر زاغه نشین: فیلمی که در هند جنجال به پا کرد
انگولک‌چی ـ رهبر چادرنشین، واقعیتی که در ایران اصلاً جنجال به پا نکرد!

ایران ـ روزنامة ايران عصرها هم چاپ مى‌شود
انگولک‌چی ـ نصفه شب‌ها چطور؟

ایران ـ تهران: منتظر تحقق تغييرات ادعائى در امريكا هستيم
انگولک‌چی ـ فعلاً به تغییرات غیرادعائی اکتفا کنید.

ایرنا ـ خاتمي: ترجيحاً «وارد» رقابت‌هاي انتخابات رياست جمهوري نمي‌شوم
انگولک‌چی ـ بله در شأن شما نیست! ترجیحاً «خارج» شوید!

ایرنا ـ مشعل خواستار نظارت کشورهاي اسلامي بر توزيع کمک‌ها در غزه شد
انگولک‌چی ـ گربه هم خواستار نظارت بر توزیع گوشت!

ایرنا ـ وزير کار و امور اجتماعي: «تفکر توليدي» نجات‌بخش کشور است
انگولک‌چی ـ «تفکر مصرفی» هم نجات‌بخش دولت!

ایرنا ـ سران رژيم صهيونيستي بايد در دادگاه بين‌المللي محاکمه و مجازات شوند
انگولک‌چی ـ توسط قاضی مرتضوی!

ایرنا ـ معاون ديوان عدالت اداري: اساسنامة «سازمان تأمين اجتماعي» ابطال نشده است
انگولک‌چی ـ ولی بجای آن اساسنامة «سازمان ناامنی اجتماعی» می‌گذاریم.

ایرنا ـ موج جديد بيکاري فراروي اقتصادهاي بزرگ جهان
انگولک‌چی ـ کار فراوان و رفاه هم فراروی اقتصادهای زپرتی جهان

فیلترشکن‌های جدید29ژانویه2009

www.usmdam.org
www.gur9.info
www.nomoorefilters.info
www.getbrowse.com
www.xxxproxy.info
www.gur6.info
julr.info
www.gur1.info
huti.info
air-america.info
www.zagbit.com
www.gur2.info
snapit.info
terj.info
acys.net
www.sitesunblocking.info
www.nomorehiddens.info
www.blowitup.info
www.chunkychicken.info
www.funky-proxy.info
www.radcamo.info
www.unblockhell.com
www.gur7.info
undroppable.info
church-of-the-good-shepherd.com
mnem.info
www.freeproxynet.com
blaz.info
eyew.info
twom.info
royxp.info
drif.info
www.unlocky.com
www.zban.info
www.concealed.biz
hideatoffice.info
www.studyunblockers.info
ases.info
grov.info
host-mask.info
www.unblocthesites.info
www.gur8.info
wowletshide.info
www.studyingplace.info
www.gur3.info
www.great-unblocker.info
budil.cn
www.unblocker.eu
best-aircard.info
sacr.info

ژانویه 18, 2009

انگولک به «نیوزها»!

دسته: چرندیات — saeedsaman @ 12:56 ب.ظ

فردانیوز ـ «نوری» از هیچ کاندیدائی حمایت نمی‌کند
انگولک‌چی ـ اذیت‌اش نکنید، ممکن است تحریم ‌کند!

فردانیوز ـ دو قوه در خصوص طرح هدفمند نمودن یارانه‌ها سردرگم‌اند
انگولک‌چی ـ قوة سوم هم از ک… گیج شده!

فردانیوز ـ دولت طلب بخش خصوصی را بپردازد
انگولک‌چی ـ بخش خصوصی هم حق و حساب دولت را بدهد

فردانیوز ـ اعراب پشت ما نیستند، پس کاری با اسرائیل نداریم!
انگولک‌چی ـ حالا که قزوینی‌ها پشت شما هستند دعاگو باشید!

فردانیوز ـ آرزوی شفای این مرض‌ها را داریم!
انگولک‌چی ـ سوزاک، سفلیس، ایدز، شپشک، هاری و …

فردانیوز ـ مولانا: همواره به آقای احمدی نژاد می‌رسید!
انگولک‌چی ـ خیر! ایشان همواره به شما می‌رسند.

فردانیوز ـ مفتح، طلايه دار وحدت حوزه و دانشگاه
انگولک‌چی ـ پس این دودها از کندة او بلند ‌‌شده؟

فردانیوز ـ نُت گمشده‌ی ایمان
انگولک‌چی ـ روی سیم آخره!

فردانیوز ـ مشکل اینجاست: فلسفه نداریم!
انگولک‌چی ـ ولی فهم و شعورتان هیچ اشکالی ندارد!

فردانیوز ـ خاتمی بیاید انتخابات رقابتی‌تر می‌شود
انگولک‌چی ـ خودش هم خیط‌تر می‌شود!

فردانیوز ـ آیا امسال واقعاً سال نوآوری و شکوفائی است؟!
انگولک‌چی ـ «شکوفه» که بد نزدید، ببینیم گل‌تان باز می‌شود!

فردانیوز ـ احمدی‌نژاد در جریان اصولگرائی نمی‌گنجد
انگولک‌چی ـ بله، حکایت «منار و گنجشک» شده!

فردانیوز ـ مظاهری: آقای احمدی نژاد اول قبولم نداشت
انگولک‌چی ـ بعداً خوششان آمد!

فردانیوز ـ كشف محمولة قاچاق سوخت «توسط سپاه»
انگولک‌چی ـ و فروش آن سر چهارراه‌ها باز هم «توسط سپاه»!

فردانیوز ـ اگر آمریکائی‌ها واقعیت را می‌دانستند…!
انگولک‌چی ـ احمدی‌نژاد را می‌پرستیدند.

فردانیوز ـ حسینیان تکلیف اصولگرایان و انتخابات را مشخص کرد
انگولک‌چی ـ تکلیف بقیه هم با «داروی نظافت» مشخص می‌شود!

فردانیوز ـ شريعتمداری رو ول كن، مولانا رو بچسب!
انگولک‌چی ـ بدون شرح!

فردانیوز ـ یک توقیف، یک تحلیل، دو افسوس
انگولک‌چی ـ حالا یک گوزی هم می‌دادید!

فردانیوز ـ هیچ وقت این همه ناتوان نبوده‌ام
انگولک‌چی ـ وایاگرا بخورید!

فارس نیوز ـ ملاقات «پنهاني» اوباما با هاله اسفندياري
انگولک‌چی ـ پس این‌ها موندنی‌اند!

فارس‌نیوز ـ احمدی‌نژاد: صحنة غزه تجسم «آيات قرآني» است
انگولک‌چی ـ شما هم تجسم «آیات شیطانی»!

فارس‌نیوز ـ آغاز توليد پژو پارس اتوماتيك و 206 ديزلي
انگولک‌چی ـ بیت رهبری هم پژوی 101 «ذغالی» برای مستضعفان تولید می‌کند.

فارس‌نیوز ـ ورشكستگي دو بانك آمريكائي
انگولک‌چی ـ بالاخره «انقلاب اسلامی» صادر شد!

فارس‌نیوز ـ احتمال استعفاي نخست وزير لتوني به دليل اعتراضات مردمي
انگولک‌چی ـ و اعتراضات مردمی به دلیل موش‌دوانی پوتین!

فارس‌نیوز ـ ابوالغيط: اميدوار به آتش‌بس فوري در غزه هستيم
انگولک‌چی‌ ـ پس آتش‌بس «ابوالخیط» چه می‌شود؟

فارس‌نیوز ـ دولت نهم «شجاعت» اجراي تحول اقتصادي را دارد
انگولک‌چی ـ «جسارتش» را ندارد!

فارس‌نیوز ـ افراطيون اصلاح‌طلب تمايلي به همكاري با ميرحسين موسوي ندارند
انگولک‌چی ـ توی دهن‌شان بزنید!

کیهان ـ «دکتر» احمدى نژاد: رژيم «جعلى» اسرائيل مشکل اصلى خاورميانه است.
انگولک‌چی ـ دکترای «جعلی»‌ ما هم از پایه‌های صلح در خاورمیانه است!

کیهان ـ متهمان اصلى «جعل» 35 هزار شناسنامه تبرئه شدند!
انگولک‌چی ـ قرار شده بجای کردان وزیر کشور بشوند!

کیهان ـ رئيس صليب سرخ جهاني: آنچه در غزه ديدم قابل «توصيف» نيست
انگولک‌چی ـ ببریدشان اوین، زبان‌شان باز می‌شود!

کیهان ـ هآرتص: در جهان بى‌آبرو شديم
انگولک‌چی ـ همة آبروی‌مان را دادیم به کیهان!

کیهان ـ پيام پيروزى رهبر انقلاب به اسماعيل هنيه
انگولک‌چی ـ در این زمینه دست ما بسته است!

فیلترشکن‌های جدید18ژانویه2009

www.tryshow.info
www.surfblast.info
brownhat.info
www.tryour.info
www.goofschool.info
daddythat.info
invisme.info
www.tuay.net
www.schoolhelper.info
oldschoolers.info
www.letcover.info
www.trylive.info
www.inluck.info
eume.info
www.sslme.info
www.tryfor.info
www.goofwork.info
feur.info
www.meatballpizza.info
7atp.com
budiq.cn
IXOT.INFO
www.huzb.net
www.letso.info
7cew.com
www.goofthere.info
www.tryevery.info
www.trywith.info
www.roblemoncelli.com
https://www.letall.info
www.rocketfilter.net
www.shellsreview.info
fidg.info
www.letlast.info
www.trythem.info
proxy.chatlogogo.com
www.trylook.info
www.goofawhile.info
7atf.com
hysa.info
www.hiderealip.org
www.letthere.info
www.letup.info
www.ohaiohai.biz
www.f-ip.info
www.trysee.info
labl.info
www.lettell.info
exag.info
www.goatseprox.org

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.